بیانیه شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی

منبع: میللی شورا

سه‌شنبه ٣۰ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۹ فوريه ۲۰۰٨
بیانیه شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی در خصوص
استقلال کوزوو، قیام ملی 29 بهمن، روز جهانی زبان مادری،
فاجعه نسل کشی جیلولوق، فاجعه نسل کشی خوجالی،
انتخابات مجلس هشتم

17 فوریه سال 2008م./28 بهمن سال 1386ش. و صدور بیانیه استقلال از پارلمان جمهوری خودمختار کوزوو:

سرانجام پس از فراز و نشیبهای بسیار، اراده ملت کوزوو از طریق پارلمان منتخب ملت، در عصر روز یک شنبه 17 فوریه 2008 رسما به جهانیان اعلام شد و به این ترتیب علی رغم مخالفتهای دولت صربستان و برخی کشورهای دیگر، دو ملیون شهروند کوزوویایی قادر به تحقق حق تعیین سرنوشت خویش گردیدند. تولد جمهوری کوزوو مبین غالب آمدن اراده ملی ملتهای خواهان استقلال بر همه سختی ها است. ملت کوزوو جهت تحصیل استقلال ملی خود شدائد و مصائب بی شماری را متحمل شده است. بی تردید این ملت در فردای استقلال نیز با دشواریهای متعددی روبرو خواهد گردید و اینبار جهت حفظ این دستاورد کبیر ملی مجادله خواهد نمود.

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی ضمن تبریک به ملت کوزوو و تاکید بر اندیشه محمد امین رسولزاده، موسس نخستین جمهوری آذربایجان در سال 1918م. مبنی بر ضرورت "آزادی انسانها و استقلال ملتها"، اعلام می دارد که ملت 35 میلیونی آذربایجان جنوبی پس از دهها سال تلاش و تکاپوی ملی، یکی از لایقترین ملل جهان در کسب حق تعیین سرنوشت خویش است. بلاشک تحقق چنین حقی برای ملت آذربایجان جنوبی، سبب تقویت ثبات، تحکیم صلح و گسترش تجارت در منطقه و بخصوص در میان کشورهای همسایه خواهد گردید.

- قیام ملی18 فوریه سال 1978م./29 بهمن سال 1356ش. در تبریز:

30 سال پیش در 29 بهمن سال 1356 برابر با 18 فوریه سال 1978، جهان شهر تبریز بعنوان پایتخت تاریخی آذربایجان، شاهد قیام ضد آپارتاید بزرگی علیه 56 سال ستم خاندان پهلوی و سیاستهای نژادپرستانه دولتهای آریاگرای ایران شد. وقوع این قیام عظیم ملی پس از تاسیس حکومت ملی آذربایجان جنوبی (1325-1324ش.) به رهبری سیدجعفر پیشه وری حادثه ای بی نظیر محسوب می شود. همچنین این قیام مهمترین قیام مردمی سالهای انقلاب و فراموش شده ترین حماسه ملی سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی است.

به طور قطع می توان گفت که حماسه 29 بهمن به مثابه اولین و آخرین ضربه سهمگین ملی به پیکره فاشیزم آریائی و سلطنت پهلوی بود. حوادث بعدی تنها در حد مکمل قیام 29 بهمن محسوب می شود. در حال حاضر حاکمیت مرتجع و مستبد کنونی که موفق به سرقت نتایج انقلاب سالهای 56 و 57 شده است،در صدد انکار اهداف واقعی قیام ملی 29 بهمن بوده و در راستای نسیان آن می کوشد.

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این باور است که سلسله قیامهای ضد اپارتاید ملت آذربایجان در بهار سال 1385، در تاریخ معاصر ایران بی نظیر است و این قیام ریشه های تئوریک و اعتقادی خود را از خیزشهای ملی پیشین ملت آذربایجان بخصوص انقلاب کبیر مشروطیت، قیام شهید شیخ محمد خیابانی، حکومت ملی آذربایجان و قیام 29 بهمن سال 56 کسب کرده است. بی تردید این قیامها تا حذف ستمگران و تا تحقق حق تعیین سرنوشت با قدرت و شدت بیشتری به منصه ظهور خواهد رسید.



- 21 فوریه /2 اسفند، روز جهانی زبان مادری:

21 فوریه برابر با دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری است.

این روز برای ملل و اقوام دربند ایران، روز بسیار مهم و با معنایی بوده و مملو از حس حسرت، حرمان و خشم است. در واقع اگرچه بیش از دو سوم مردم ایران متکلم به زبانهایی غیر از زبان فارسی هستند و در این میان، نیمی از جمعیت این کشور را تورکهای آذربایجانی، تورکمن، قشقایی و خراسانی تشکیل می دهند اما هیچکدام از این ملل و اقوام (به غیر از اقلیتهای دینی ای چون ارامنه) قادر به بهره مندی از رسانه های گروهی و آموختن به زبان مادری خود در مدارس و دانشگاهها نیستند و حتی در صورت نادیده گرفتن این ممنوعیت در معرض تبعیضات، تضییقات، تهدیدات و تنبیهات بی رحمانه قرار می گیرند. تاکنون جمعی از تورکهای آذربایجان تنها به دلیل دفاع از زبان مادری خود گرفتار حبس، شکنجه و تحمل ضربات قرون وسطایی شلاقهای رژیم آپارتاید شده اند.

از زمانی که سازمان یونسکو روز 21 فوریه را به عنوان روز جهانی زبان‌های مادری اعلام کرده است ملت آذربایجان جنوبی بعنوان پیشروترین ملت خاورمیانه، کوشیده تا با برپایی کنفرانسها و تجمعات مسالمت آمیز خیابانی و امضای طومارهای چند هزار نفری، اهمیت این روز مهم بین المللی را برای حاکمیت مستبد ایران گوشزد کند و خواست ملی خود، مبنی بر آموزش زبان مادری خویش را از زبان فرزندان ملت بیان نماید. متاسفانه برخورد رژیم جمهوری اسلامی ایران با این خواست ملی، تاکنون کاملا فاشیستی و استبدادی بوده است.

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی معتقد است مسئولیت دفاع از زبان مادری ملل و اقوام ایران قبل از همه به موجب بخشنامه های بین المللی بر عهده رژیم ایران است. اما به دلیل عدم اجرای تعهدات بین المللی از سوی این رژیم، ملل و اقوام دربند ایران بخصوص ملت آذربایجان، به رغم همه تهدیدات موجود، خود به پا خاسته و مصمم به تجلیل از این روز بین المللی و بعبارتی دیگر تکریم زبان و ادبیات مادری خویش هستند.

براساس اخباری که این شورا موفق به کسب آن شده است به نظر می رسد در روز دوم اسفند سال 86، ملت آذربایجان جنوبی همچون سالهای قبل، این روز بین المللی را گرامی خواهد داشت. امید است که نهادهای بین المللی بخصوص سازمان ملل متحد با امعان نظر به تلاش فداکارانه ملت آذربایجان در راستای گرامیداشت این روز جهانی، مانع از برخوردهای قهر آمیز رژیم مستبد و شوونیست جمهوری اسلامی ایران گردند.





- 22 فوریه سال 1918م./3 اسفند سال 1296ش.، فاجعه نسل کشی در شهرهای غرب آذربایجان جنوبی موسوم به "جیلولوق"

اسفند ماه هر سال یادآور یکی دیگر از دردناکترین مقاطع تاریخی ملت اذربایجان است.

نود سال پیش، از روز 22 فوریه سال 1918 به مدت سه روز، جیلوهای مسیحی گریخته از قلمروی امپراطوری عثمانی با همدستی ارامنه و مساعدت برخی از سربازان روس و فرانسوی مستقر در غرب آذربایجان، یکی از خونین ترین فجایع ابتدای قرن بیستم را در یکی از سردترین زمستانهای آذربایجان رقم زدند.

در این قتل عام سه روزه که با هدف ایجاد یک حکومت نصرانی در غرب آذربایجان جنوبی صورت می گرفت به موجب اسناد متقن موجود، قریب به ده هزار تن از سکنه بی دفاع آذربایجانی تنها به خاطر تورک و مسلمان بودن در معرض سلسله ای از کشتارهای عمیقا هولناک قرار گرفتند. در این نسل کشی هزاران زن و کودک مورد تجاوز و تقتیل قرار گرفتند و خانه ها وبازارهای مردم غارت و سوزانده شد. این نسل کشی تا ماهها ادامه یافت و به دنبال قتل بیش از صد هزار انسان، سرانجام به دنبال ورود ارتش نجات بخش عثمانی در تابستان سال بعد به اتمام رسید.

هنوز جراحتهای ملت آذربایجان از این نسل کشی التیام نیافته بود که با نسل کشی دهشتناکتر دیگری از جانب اکراد مسلح به سرکردگی یاغی معروف، اسماعیل آقا سیمیتقو روبرو شد. براساس اسناد موجود، میزان قساوت و شقاوت این یاغیان و تبهکاران به حدی بود که ملت آذربایجان، جنایتهای هولناک ارامنه و آسوریان را برای کوتاه مدتی فراموش کرد!

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی ضمن تعظیم در برابر مقام صدها هزار شهید این دو فاجعه دلخراش بشری، ملت آذربایجان را دعوت به هشیاری در برابر تکرار محتمل این گونه حوادث بخصوص در منطقه غرب آذربایجان می نماید.

با توجه به اینکه به خاطر حاکمیت رژیمهای غیر مردمی و آنتی تورک 86 سال اخیر، ملت آذربایجان قادر به دفاع موثر تاریخی از حقوق ملی خود نگردیده و موفق به شناساندن این دو نسل کشی بسیار دلخراش به افکار عمومی جهان نشده است، لذا نسل امروز آذربایجان، به ویژه روشنفکران عرصه حرکت ملی آذربایجان، از مسئولیت بسیار سنگینی در دفاع از حریم تاریخی ملت آذربایجان برخوردار بوده موظف به تذکر و تحلیل این فجایع دلخراش برای جهانیان هستند.





- 26 فوریه سال 1992م./7 اسفند1370ش.، فاجعه نسل کشی خوجالی در آذربایجان شمالی

در سال 1992م. در شبی که روز بیست و پنجم فوریه را به روز 26 فوریه منتهی میکرد، اشغالگران ارمنی تحت حمایت ارتش روسیه، اقدام به قتل عام جمع کثیری از اهالی بی دفاع شهر خوجالی اعم از کودک و زن و پیر و جوان کردند. در پی این فاجعه 613 نفر من جمله 63 کودک، 106 زن و 70 نفر سالخورده بطرز فجیعی به قتل رسیده و بصورت تکان دهنده ای مثله شدند. اما جنایتهای ارامنه متجاوز قره باغ که تحت حمایت مستقیم دولت ایروان صورت میگرفت مختص خوجالی نیست.

بعنوان مثال در سال 1988، وقوع زلزله در شهر اسپیتاک ارمنستان، پرده از یکی از مخوفترین و دردناکترین جنایتهای تاریخ برداشت. براساس اخباری که در نشریات وقت جمهوری چکسلاواکی منتشر شد گفته می شود که گروه امداد و نجات این کشور در اسپیتاک، با یکی از سوزناکترین و وحشتناکترین فجایع تاریخ معاصر روبرو شده است. مطابق اطلاعات این روزنامه ها، سگهای امدادگر که در میان ویرانه های شهر اسپیتاک به دنبال مدفونین احتمالی در زیر آوار می گشتند متوجه لوله بسیار قطور، مطول و دو سوی مسدودی در یکی از مناطق شهر می شوند. امدادگران پس از گشودن این لوله با منظره بسیار فجیعی روبرو می شوند. جنازه دهها کودک در حال متلاشی شدن در درون این لوله کشف میشود. آنها بزودی با خبر می شوند که این کودکان، فرزندان برخی از خانواده های اقلیت آذربایجانی مقیم اسپیتاک هستند که مدتها پیش پلیس از مفقود شدن آنها خبر داده است. بررسی جنایت مذکور منجر به افشاء شدن نقش تروریستهای ارمنی در ارتکاب این جنایت وحشتناک می گردد.

از سال 1988 تا سال 1994 ارامنه با پیشروی در اراضی ملی آذربایجان شمالی و اشغال شهرها و شهرکهای قره باغی و غیر قره باغی، دهها هزار انسان آذربایجانی را تنها به دلیل آذربایجانی، تورک و مسلمان بودن قتل عام کردند.

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی ضمن ابراز احترام به پیشگاه شهدای ملت آذربایجان و ابراز تنفر از جنایتهای ضد بشری اشغالگران ارمنی، اعلام می دارد ملت آذربایجان جنوبی آماده هر گونه جانفشانی در جهت آزاد سازی اراضی اشغالی آذربایجان شمالی و بازگشت یک میلیون آواره جنگی به خانه خود می باشد.

همچنین شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی از همه ملتها و دولتهای جهان در خواست می کند تا ضمن شناسایی فاجعه 26 فوریه سال 1992 در خوجالی بعنوان نسل کشی، ملت آذربایجان را به موجب مصوبات سازمان ملل متحد، شورای امنیت و همکاری اروپا و نیز سازمان کنفرانس اسلامی، در آزاد سازی اراضی اشغالی یاری رساند و رژیم اشغالگر ارمنستان و نیز دولتهای مدافع این رژیم بخصوص ایران را در راستای تغییر سیاستهایشان، تحت فشار جدی قرار دهد.





- انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی رژیم در حالی در 24 اسفند ماه 1386ش./ 14 مارس 2008 برگزار می شود که همچون انتخابات سابق، تقریبا هیچ یک از کاندیداهای مستقل و مردمی قادر به عبور از فیلتر نظارت استصوابی شورای نگهبان نشده اند. میزان استبداد رای در گزینش کاندیداها به حدی شدید و غلیظ است که یکی از جناحهای حکومت آپارتاید موسوم به اصلاح طلب، انتخابات پیش روی را فاجعه ای برای دموکراسی در ایران دانسته است!

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی، انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی را کاملا غیر دموکراتیک دانسته و مجلس اینده را به رغم وجود چند نماینده انگشت شمار مردمی محتمل، در کل مجلسی فرمایشی و نامشروع میداند و دو رفتار منطقه ای و یک رفتار سراسری ذیل را در آذربایجان جنوبی پیشنهاد می نماید:

1- غرب آذربایجان و مناطق تحت سکونت سکنه بومی تورک همراه با دیگر اقوام غیر تورک (به استثنای تهران): در این مناطق حضور موثر و فعال سکنه تورک در انتخابات پیشنهاد می شود. متاسفانه در سالهای اخیر به رغم اینکه در برخی از شهرهای غرب آذربایجان و نیز شهرهایی چون انزلی، آستارا، کرج، قزوین، همدان، قم... اکثریت جمعیت شهرها تورک تبار بوده اند به دلیل عدم مشارکت فعال تورکان، برخی از کاندیداهای غیر تورک موفق به کسب کرسی نمایندگی به نام شهرهای تورک در مجلس شده اند. این موضوع در غرب آذربایجان که با سیاست غیر قانونی اسکان اکراد مهاجر و نیز تاخت و تاز گروههای رنگارنگ تروریستی همراه است از اهمیتی حیاتی برخوردار می باشد. از نظر شورا، گزینش یک نماینده تورک، فارغ از رنگ سیاسی وی در غرب آذربایجان به خودی خود یک موفقیت خواهد بود.

2- در تبریز و دیگر شهرهای یکدست تورک نشین، آذربایجان جنوبی، اصل بر عدم شرکت مردم در انتخابات و حتی منصرف کردن افراد مردد به رای دادن در روز انتخابات است. هدف آن است که رژیم آپارتاید متعاقب اجتناب مردم از شرکت در انتخاباتی که به هیچ وجه مبنای مردمی ندارد بیش از پیش دچار بحران مشروعیت گردد.

3- با توجه به اینکه در زمان تبلیغات انتخاباتی خواه ناخواه، برخی فرصتها، امکانات و تریبونها جهت بیان اهداف حرکت ملی آذربایجان در اختیار فعالین قرار خواهد گرفت لذا پیشنهاد می گردد که فعالین وقت شناس حرکت ملی آذربایجان، با حضور در میان مردم به تبیین آرمانهای ملی و نیز ضرورت دستیابی به حق تعیین سرنوشت بپردازند و افکار عمومی را برای تحولات بزرگی که سرزمین آذربایجان جنوبی در اینده ابستن آن خواهد شد آماده تر گردانند.


کمیته سیاسی

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی

18 فوریه سال 2008م./29 بهمن سال 1386ش.


No comments: