پیام خانم ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو به مناسبت ۲۱ فوریه ۲۰۱۰ روز جهانی زبان مادری

تبریز سسی : از ده سال پیش مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری با حضور کشورهای عضو در مقر سازمان یونسکو برگزار می شود.از فعالیت های بسیاری که در این ده سال در جهت ترفیع مسایل مهمی هم چون تنوع زبانی و چند زبانگی انجام گرفته است تشکر و قدردانی می نمایم. سالهاست که کارکردهای چندگانه و حیاتی زبان در عرصه های مختلفی هم چون فرهنگ ,اقتصاد , آموزش به اثبات رسیده است.


اولین کلمات و هم چنین تفکرات فردی که اساس و شالوده تاریخ و فرهنگ است از طریق زبان مادری ابراز می شوند لزوم تحصیل کودکان در مراحل اولیه آموزش بزبان مادری به اثبات رسیده است.

مفهوم زبان مادری در حقیقت مکمل سیستم آموزشی چند زبانه ایست که یونسکو در تلاش برای ارتقا و ترویج حداقل ۳مهارت زبانی یعنی زبان مادری ,زبان ملی و گویش مختلط می باشد.

امسال یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در چارچوب" سال بین الملی نزدیکی فرهنگها" واقع شده است. چرا که زبانها ابزار مترقی تحمل و درک یکدیگر می باشند زبانها عامل کلیدی برای تضمین زندگی مسالمت آمیز بدون استثنا در بین اعضای یک جامعه می باشند.

سیستم آموزشی چند زبانه را می توان توسعه متوازن زبانهای مختلف در فضای مشترک تعریف نمود باید به این امر توجه خاصی نمود و هم چنین این امر به مولفه اساسی سیاستهای فرهنگی و آموزشی تبدیل شود.

در عین حال یادگیری زبانهای خارجی از طریق استعداد فردی و بکارگیری زبانهای مختلف عامل درک فرهنگها از یکدیگر و باز کننده دریچه تنوع باشد و از این روست که باید به عنوان جز سازنده آموزش پیشرفته تشویق و ترویج گردد.

با توجه به روند پر شتاب تجارت در عصر جهانی , ترجمه رشد بی سابقه ای را در تاریخ بشریت تجربه می کند و به همین دلیل به ابزار حقیقی گفتگو و درک متقابل تبدیل شده است. باید بتوانیم عرصه مبادلات علمی و فرهنگی را افزایش داده و به توازن برسانیم

سیستم آموزشی چند زبانه , یادگیری زبان خارجی و ترجمه ۳ سیاست استراتژیک زبانی آینده هستند. به مناسبت یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری از جامعه جهانی درخواست می کنم تا به مسله زبان در هر 3 محور یاد شده توجه نمایند چرا که توجه به این امر (زبان) آنرا به جایگاه بنیادی که سزاوارش است در پرتو احترام و تحمل به مسیر صلح و دوستی رهنمون خواهد ساخت

توضیح

با توجه به اینکه در سایت یونسکو نسخه اصلی پیام خانم ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو به مناسبت ۲۱ فوریه ۲۰۱۰ روز جهانی زبان مادری بزبان فرانسه درج گردیده این پیام ابتدا از طریق سرویس ترجمه گوگل به انگلیسی ترجمه شده و سپس توسط مترجم به فارسی ترجمه شده است.

ترجمه : امید شکری

لینک منبع

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

دو زبانگی یا دیگلوسی ترک زبانان در ایران ! ــ حسن راشدی

تبریز سسی : تحصیل به زبان ترکی یکی از نیازمندیهای اساسی مردم ترک ایران است که بی توجهی به آن می تواند عواقب ناخوشایندی را به دنبال داشته باشد.


باور اکثریت مردم ترک ایران بر این است که مسئولین کشور با این نیازمندی معنوی مردم کشورمان بیگانه نیستند، اما تمامیت خواهان و انحصار طلبان فرهنگی و شوونیستها که می خواهند زبان و فرهنگ و ادبیات غنی و متنوع ایران را فقط در قالب تنگ زبان فارسی بگنجانند و ایرانی بودن را تنها فارس بودنتبلیغ کنند ، با پیش کشیدن تصورات واهی،مسئولین مملکتی را در اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی دچار تردید می کنند.

حتی مدافعان دموکراسی خواهی و آنهائیکه شعار "ایران برای همه ایرانیان" را سرلوحه تبلیغات انتخاباتی خود برای مجلس ششم قرار داده بودند در جواب سئوال علت عدم اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی و تدریس به زبانهای غیر فارسی در مدارس،به کلی گوی متوسل شده و اساسا مسئولیت خود را در دفاع از اصول دموکراسی فراموش می کنند!

اما ملت آگاه آذربایجان می داند که دیگر تاریخ مصرف فرضیه کهنه " یک کشور و یک زبان " سالهاست به سر رسیده و با اتکا به این فرضیه فرسوده نمی توان ملتی را از حقوق فرهنگی و زباتی خود محروم کرد !

مردمی که امروز در چارچوب خط مرزی ایران زندگی کرده و به ترکی سخن می گویند بر خلاف تصورات و تبلیغات تفرقه افکنانه آریائیست ها و پان ایرانیست ها،خود را وارثین اصلی و بومی این سرزمین کهنسال می دانند که تاریخ آن نه از 2500 سال پیش و از زمان کوچ اقوام آریایی از استپ های جنوب سیبری به ایران و تشکیل حکومتهای هخامنشی،بل از زمان ارائه اولین تمدن بشری به جهان بشریت و 7000سال پیش توسط ترکان دیرین این کشور یعنی سومریان شروع شده و تا به امروز ادامه یافته است.

در طول تاریخ 7000 ساله ایران،تنها هزار سال پادشاهان غیر ترک از جمله مقدونی ( یونانی ) و فارس و عرب بر ایران حکومت کرده اند که کمتر از 6/1 زمان کل تاریخ ایران است !
از شروع حکومت سلجوقیان و از هزار سال پیش تا پایان حکومت قاجار نیز جز حکومت کوتاه مدت زندیه هیچ عنصر غیر ترکی در ایران حکومت نکرده است. در طول مدت 2500 سال، دو ملت ترک و فارس همواره در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشته و در طول حکومت هزار ساله اخیر، پادشاهان ترک همواره ازنخبگان فارس زبان در اداره امور کشوری استفاده کرده و آنها را تا مقام نخست وزیری ارتقا داده اند.

در طول حاکمیت هزار ساله سلاطین ترک بر ایران ، در عین حالی که زبان پادشاهان ، وزرا ، وکلا ،صاحب منصبان عالی مقام کشوری و لشکری ترکی بوده و در مباحث دینی و فلسفی و علوم ریاضی و طب و نجوم از زبان عربی استفاده میشد، زبان دری(فارسی) هم به عنوان زبان شعر دربار و زبان بزم و شادی سلاطین مورد حمایت پادشاهان ترک بوده و این سلاطین ، در تشویق شاعران فارسی گوی به سرائیدن شعر و تقویت زبان فارسی دری نقش اساسی داشتند .

در طول حکومت سلاطین ترک و در طول ۱۰۰۰ سال ، زبان ترکی و فارسی در کنار هم و به موازات هم تا پایان دوره قاجار مورد استفاده در گفتار و نوشتار قرار می گرفته که آثار ارزشمندی از هر دو زبان به یادگار مانده است.

از زمان حاکمیت خاندان پهلوی که به حاکمیت مطلق زبان فارسی در ایران منجر گردید،تدریس زبان ترکی در مدارس ممنوع شد(1) و بجز یکسال و در زمان نهضت مردم آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری در سالهای 1324-1325 که زبان ترکی ، زبان رسمی دانشگاه و مدارس و ادارات آذربایجان شد در بقیه زمانها اجازه تدریس به این زبان در مدارس و مراکز آموزشی ایران داده نشده است ؛ و در حالی که زبان ترکی آذربایجانی در دانشگاههای مختلف جهان تدریس و تحقیق می شود و دانشجویان زیادی در این کشورها به تحصیل و بررسی این زبان در مقاطع مختلف دانشگاهی می پردازند در کشور خودمان فرزندان این مرز و بوم از تحصیل به زبان خود محروم مانده اند!

در کشوری که نزدیک به نصف جمعیت آن را ترک زبانان تشکیل می دهند و در دانشگاهها و مراکز آموزشی عالی آن زبان چینی،ژاپنی،ارمنی،هوسایی و سواحلی آفریقائیها تدریس می شود ولی برای تدریس و تحصیل قانونمندترین زبان دنیا یعنی ترکی آذربایجانی در این مراکز جایگاهی نیست!

و در حالی که رئیس جمهور کشور با ارائه " گفتگوی تمدن ها "چراغ روشن فرهنگ و تمدن را به عبادتگاه فرهنگ دنیا تقدیم می کند،خانه کوچک گفتگوی تمدن و فرهنگ خود در ایران در تاریکی است!
علی رغم عدم امکان تحصیل و تحقیق به زبان ترکی در داخل کشور،در سالهای اخیر مطالعه و بررسی این زبان مورد توجه دانشمندان زبانشناس،محققین و دانشجویان دانشگاههای مختلف جهان قرار گرفته و در این زمینه تحقیقات نسبتا گسترده ای انجام گرفته و در حال انجام می باشد.

در طول یک سال گذشته ( از پائیز 1378 تا پائیز 1379) سه نفر از دانشجویان دانشگاههای کشورهای کره جنوبی،سوئد و سوربن فرانسه موضوع پایان نامه های خود را تحقیق و بررسی زبان ترکی در ایران قرار داده اند.

"کلمات مشترک در زبان کره ای و ترکی" موضوع پایان نامه دانشجوی کره ای،"ترکان دو زبانه تهران" موضوع پایان نامه دکترای دانشجوی سوئدی و "دو زبانگی یا دیگلوسی در ایران" موضوع پایان نامه آقای سونل بوسنالی دانشجوی دانشگاه سوربن فرانسه می باشد.

آقای "سونل بوسنالی" که ملیت ترکیه ای دارد و در دانشگاه سوربن فرانسه تحصیل می کند با ارائه ارقام و آمار در مورد ترک زبانان ایرانی که به زبان غیر مادری تحصیل کرده و مجبور به نوشتن و حتی صحبت کردن به زبان فارسی می باشند دو زبانگی یا دیگلوسی را از نظر کاربرد زبان مادری در محیط های مختلف مورد مطالعه علمی قرار داده و پس از تحقیق و بررسی به مدت یک سال در ایران خلاصه پایان نامه خود را روز دوشنبه 23/ 8 /79 طی مراسمی در تهران در محل ساختمان انجمن فرهنگی ایران و فرانسه با شرکت رئیس انجمن آقای کریستوفر بالایی و دیگر اعضا انجمن و در حضور تعداد زیادی از استادان دانشگاه تهران ،دانشمندان،محققین و نویسندگان آذربایجانی مقیم مرکز از آن جمله آقایان دکتر جواد هیئت،استاد بهزاد بهزادی،اینجانب و دیگران قرائت کرده و توضیحات لازم را ارائه نمود.
در این مقاله قسمتی از تحقیقات آقای بوسنالی ارائه گردیده مورد تجزیه – تحلیل قرار می گیرد.

آقای بوسنالی دو شهر تهران و سلماس را به عنوان نمونه شهرهای مورد سئوال تحقیقی خود انتخاب کرده و کاربرد زبان ترکی را در این دو شهر مورد مطالعه حضوری قرار داده است؛ از نظر آقای بوسنالی دو شهر تهران و سلماس از آن جهت انتخاب شده اند که در تهران زبان ترکی در همسایگی زبان فارسی و دیگر زبانهای مرسوم ایران قرار دارد و در سلماس نیز این زبان همسایگانی چون کردی و ارمنی دارد.
نمونه آماری آقای بوسنالی در تهران 10000/1 و عدد 555 و در سلماس 1000/2 و عدد 36 می باشد.ایشان سئوال خود را در تهران در بین دوزبانه های ترکی شروع کرده که

الف: والدین آنها ترک زبان بوده و در تهران متولد شده اند

ب: یکی از والدین آنها ترک زبان بوده است

پ: ترک زبانانی که مدت طولانی در تهران ساکن بوده اند .

اما در سلماس انتخاب خاصی نبوده است.

همچنین پرسش شوندگان ایشان در تهران از سه قشر مرفه(شمال شهر) ، متوسط (مرکز شهر) و فقیر (جنوب شهر) انتخاب شده اند.

دانشجوی دکترای دانشگاه سوربن در مورد جمعیت واقعی ترک زبانان ایران موفق به کسب آمار دقیق نشده و با توجه به آمارهای ارائه شده از طرف مراکز رسمی و دولتی و آمارهای غیر رسمی عددی بین ده میلیون تا سی میلیون را ارائه داده است ؛ اما ایشان با مراجعه به بعضی از آمار بدست آمده بین المللی رقم بین 14-17 میلیون را ثبت کرده است.

اولین سئوال ایشان در تهران و سلماس نام زبانی است که از پرسش شوندگان شده است.

پرسش شوندگان تهرانی و سلماسی نام زبان ترکی را که مورد سئوال آقای بوسنالی بوده چنین نامیده اند:

در تهران _

ترکی آذربایجانی ، ترکی آذری ، آذری ، ترکی

در سلماس-

ترکی آذربایجانی ، ترکی آذری ، آذری ، ترکی ، عجمی


عجمی نامی است که در بین عده ای از کردزبانان به ترکی اطلاق می شده است.در سلماس 86% پرسش شوندگان زبان ترکی را زبان مادری خود می دانستند و 14% دیگر نیز که والدین غیر ترک داشتند زبان مادری خود را غیر از ترکی می دانستند.

در تهران در بین 146 پرسش شونده تهرانی که پدر و مادر ترک داشتند و یا یکی از والدین آنها ترک بود 74%زبان مادری خود را ترکی، و از تعداد 26% بقیه 21% فارسی و 4% نیز زبان مادری خود را گیلکی ،تالشی و یا لری می دانستند.

همچنین کسانیکه یکی از والدین آنها فارس زبان بود زبان مادری خود را فارسی می دانستند اما در بین پرسش شوندگان 2% نیز زبان مادری خود را ترکی می دانستند که والدینشان ترک نبودند.
در بین پرسش شوندگان در سئوال اینکه در چه مکانهای به زبان ترکی صحبت می کنید؟با توجه به درجه اهمیت اجتماعی استفاده از آن از کم اهمیت به پر اهمیت جواب چنین بوده است:


در سلماس : خانه محله بازار مدرسه اداره همه جا

۷۴ ٪ ۹۱ ٪ ۸۸ ٪ ۸۶ ٪ ۷۰ ٪ ۷۵ ٪

در تهران : ۸۱ ٪ ۴۹ ٪ ۴۸ ٪ ۳۳ ٪ ۲۸ ٪ ۲۶٪


در اینجا منظور از مدرسه "محیط مدرسه" می باشد و الا در بین پرسش شوندگان که آیا در کلاس درس به ترکی صحبت می کنید جواب همه آنها منفی بوده است.

29%از پرسش شوندگان تهرانی ترکی را فقط در خانه صحبت می کنند و 26% نیز آن را در همه جا صحبت می کنند اما 10%در هیچ جایی به ترکی سخن نمی گویند و 3%نیز گفته اند در همه جا به ترکی سخن می گوییم مشروط بر اینکه همه ترک باشند و یا در موقع لازم به ترکی حرف می زنیم.

در بین پرسش شوندگان سلماسی در سئوال اینکه آیا ترکی را تنها در خانه صحبت می کنید؟ فقط یک نفر به این سئوال جواب مثبت داده است.

با توجه به آمار داده شده در دو شهر نمونه تهران و سلماس استفاده از زبان ترکی بیشتر در محیط خانواده انجام می گیرد.در تهران تعداد استفاده کنندگان از این زبان در خارج از کانون خانوادگی و با توجه به اهمیت اجتماعی مکانهای عمومی به خصوص در بین نسل جدید کاهش یافته است !

در تهران بیشتر پرسش شوندگان خانه را محل مناسب برای استفاده از زبان ترکی می دانند و از صحبت کردن آن در مکانهای عمومی خودداری می کنند و بعضی ها هم حتی استفاده از آن را درمکانهای عمومی و رسمی رد می کنند!

از نظر آقای بوسنالی "دو زبانگی و یا دیگلوسی" در تهران به صورت آشکار مشاهده می شود اما دیگلوسی و یا رد زبان مادری را در بین ترک زبانان سلماسی نمی توان مشاهده کرد.
در سلماس در مکانهای عمومی تعداد صحبت کنندگان به زبان ترکی بیشتر از خانه است و این روند نشان می دهد علاوه بر ترک زبانان،کردزبانان و یا دیگر زبانان ساکن سلماس نیز در مکانهای عمومی به ترکی صحبت می کنند.

در سلماس فقط در مکانهای رسمی است که استفاده از زبان ترکی کاهش می یابد؛ آمار بدست آمده در سلماس نشان از موقعیت اجتماعی بالاتر زبان ترکی است اما این موقعیت در تهران به قدری ضعیف می شود که بعضی ها حاضر نیستند در هیچ جا به ترکی صحبت کنند!

با توجه به تحقیقات اقای بوسنالی می توان نتایج زیر را هم بدست آورد:

29% از تهرانی ها ی دو زبانه ،ترکی را فقط در خانه صحبت می کنند و از صحبت کردن آن در بیرون از خانه دوری می کنند و 10% نیز در هیچ جا به ترکی سخن نمی گویند.این آمار نشان از احساس حقارت 39% از ترک زبانانی است که تاب مقاومت در مقابل تحقیرها و توهین ها به زبان مادری را نداشته و باانکار زبان مادری و یا صحبت نکردن آن در بیرون خانه حتی با کسانیکه فارسی نمی دانند یعنی با آسیمیله کردن خود،در سنگر زبان فارسی پناه می گیرند!!

همچنین فارسی نامیدن زبان مادری خود توسط 70% از کسانیکه یکی از والدین آنها ترک می باشد نشان از احساس عدم امنیت در هویت ترکی و چسباندن خود به هویت فارسی می باشد.

در سلماس نیز در عین حالیکه نمی توان از دیگلوسی و یا رد زبان مادری صحبت کرد اما در بین 86% از کسانیکه زبان مادری خود را ترکی می دانند،فقط 74% آنها در خانه به ترکی صحبت می کنند یعنی 12% از این خانواده ها تحت تاثیر تبلیغات رادیو-تلویزیون،روزنامه ها و دیگر رسانه های فارس زبان آسیمیلهشدن را از درون خانه خود شروع کرده اند و در خانه با خود و با فرزندان خود به فارسی صحبت می کنند،اینان تحت تاثیر فشار روانی دست به این کار می زنند و این بدان معناست که در تهران آسیمیله شدن هم در خانه صورت می گیرد هم در خیابان،اما در سلماس این جریان از درون خانه ها شروع شده است!

سون ۲۳ / ۹ / ۱۳۷۹

..........................................................................................................
(1) به دستور رضا شاه در سال 1309 به جز زبان فارسی،تدریس بقیه زبانها در ایران ممنوع شد.

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

آنا ديليندن اوزاق قالان ملر ! ــ رضا براهني

تبریز سسی : 18 ماه اول زندگی را دوران ؛ کورا؛ (chora) میدانند، وقتی که زبان مادری بین مادر و کودک، بازی اول جهان شمرده میشود.


زبان در این دوره بی آنکه توسط کودک فهمیده شود، به داد و ستد یک تساوی عاطفی، یک پینگ پونگ عاشقانه بین مادر و بچه تبدیل میشود. این داد و ستد، به رغم آنکه بعدها، در سایه گذشت زمان، به فراموشی سپرده میشود، مأخذ و مبنا و مرجع همه روابطی قرار میگیرد که در آینده قرار است بیاید.

آنا، دیلین آناسی دیر

آنا دیلی، دیللرین آناسی دیر

آنا دیلیندن اوزاخ قالان ملر، گئجه گوندوز ملر، منیم کیمین ملر

آنا دیلی، گئتمز، گئتسه ده، دؤنر، قاپیدان سالسان ائشیه، پنجره دن گلر

پدر در این دوره شخص ثالث است. شخص ثالث شاهد است. نه خطاب می کند، نه مخاطب قرار میگیرد. پدر است، حضور غایب، غایبی حاضر. رابطه مادر و بچه رابطه دو ؛ من؛ با همدیگر، دو ؛ تو؛ با یکدیگر است. رابطه من و تویی که درآن گاهی بچه ؛ من؛ است و مادر ؛ تو؛ و گاهی مادر ؛ من؛ است و بچه ؛ تو؛. زبان، که هنوز زاییده نشده، دراین رابطه، رابطه عشق دو عاشق و دو معشوق است. بازی عشق است. مادر، در وجود بچه ساخته میشود، اورا میسازد، با او ساخته میشود. و او لبالب از بچه میشود.

بعد دوره ای پیش می آید که درآن یک چیز نشانه قرار میگیرد. اشیا نشانه قرار میگیرد. نگاه، حرکت دست، لبها، خنده سایه روشن مانند چهره و گونه ها، همه نشانه قرار میگیرند. پدر وارد میشود. گردن به طرف ضمیر سوم شخص ( او) کج میشود. بتدریج جهان نشانه ها، جانشین آن بازی تساوی مادر و بچه میشود. پدر به عنوان شخص ثالث وارد میشود. خود، جنسیت ویا جنس خودرا به رخ میکشد: بچه به رؤیت ؛ دیگری؛ ، ؛ آندیگری؛ نائل میشود. آنا دیلی به تسخیر جهان برمیخیزد. آینه صاف و ناصافی برای انعکاس اشیا و صداها میشود.



زبان در رابطه ؛ من و تو؛ی بچه و مادر از یک سو و ؛ من و او؛ی پدر و جهان از سوی دیگر زاییده میشود. اساس آن بازی زیبا، شاد و حتی شهوانی، رابطه بچه و مادر است، در مرحله بعدی عبور از جهان نمادها، به سوی معانی آغاز میگردد، از جهان معناها به سوی نمادها آغاز میشود. شاعر کسی است که پس از فراموش کردن ان بازی اولیه مادر و بچه، بعدها به یاد آن بازی می افتد، وقتی شعر خوب میگوید، اساس را بر بازی سراسر لذت کلمات قرار میدهد، یعنی برای شناسایی جهان از آن بازی اولیه بسوی نمادها و معانی و ساختارها و ساختارشکنی می آید، اما بعد، انگار یادش می آید که اگر قرار باشد برگردد، باید آن بازی را در دورانی که دیگر بچه نیست احیا کند، آنوقت چه اتفاقی می افتد؟ لذتی دیگر جانشین آن لذت اولیه میشود.

شب اول هفت پیکر نظامی یادتان هست؟ زنی داستان شهری را میگوید که درآن همه لباس سیاه پوشیده اند. پادشاه سرّ آن سیاهپوشی را می طلبد، میهمان قصابی میشود و قصاب، شب اورا در باغی در سبدی میگذارد، و او در آن سبد بالا میرود. ارآن بالاها، باغ زیبایی را می بیند که درآن زنان زیبا می رقصند. زنی زیباتر از همه زنان پا درمیان زنان دیگر میگذارد. مرد نظاره گر عاشق او میشود و از او وصال اورا می طلبد. زن هرشب اورا به سراغ یکی از کنیزکان زیبای خود می فرستد. ولی مرد پس از گذشت چند شب دیگر صبرو تحملش به پایان میرسد و ازآن زن، فقط وصل اورا میخواهد. زن میگوید، چشمهایت را ببند و مرا ببوس. مرد اطاعت میکند، اما وقتی چشم باز میکند، خودش را در داخل همان سبد می یابد و درحال پایین آمدن از آن بهشت زیبا. او نیز عزادار آن زن میشود و لباس سیاه میپوشد. میدانید اسم آن زن در هفت پیکر چیست؟ ترکناز و یا ترکتاز.

قصه ای به این زیبایی جانشین زن زیبایی میشود که ما همه گم کرده ایم. ما همه از آن مادر، از زبان آن مادر دور مانده ایم، از آن ترکناز یا ترکتاز.

آنا دیلیندن اوزاخ قالان ملر، گئجه گوندوز ملر

منیم کیمی بو قارانلیقدا ملر.

23 فوریه 2005- تورونتو

ترجمه تركي اين مقاله را در ادامه مطلب بخوانيد

آنا ديليندن اوزاق قالان ملر!

کؤرپه اوشاغين حياتی‌، ياش ياريمينی دولدورانا قدر کورا chora دؤوره‌سی آدلانير. بو زاماندا آنانين اوشاغينی آنا ديلينده دينديرمه‌سی و ديله توتماسی اوشاق دونياسی‌نين ان ايلکين اويونلاريندان ساييلير.

اوشاق بو دؤنمده ديلين نه اولدوغونو باشا دوشمه‌سه ده، ديل، آنا ايله اوشاغين آراسيندا، سئوگيليلرين توپ آتيپ-توتما(پينک پونک) اويونونا، عاطيفی (ائموسيونال) برابرليگين آل-وئرينه چئوريلير. بو کيمی عاطيفی آليب-وئرمه‌نين، سونرالار، آيلار- ايللر و عؤمور- گون سووشدوقجا، اونودولماسينا باخماياراق، بونلار گله‌جکده قورولان بوتون رابيطه‌لرين بينؤوره‌ داشی، تملی و قايناغی دير.

آنا، ديلين آناسی‌دير

آنا ديلی، ديللرين آناسی‌دير

آنا ديليندن اوزاق قالان ملر، گئجه گوندوز ملر، منيم کيمين ملر

آنا ديلی گئتمز، گئتسه ده دؤنر، قاپيدان سالسان ائشييه، پنجره‌دن گلر

آتا بو دؤورده اوچونجو آدامين خوصوصيتينده دير. اوچونجو آدام شاهيد حؤکمونده‌دير. دينديرمزهمده دينديريلمز. آتادير، حوضورو گؤزه گلمز، گؤزه گلمزسه ده حاضير دير. آنا ايله اوشاغين موناسيبتی ايکی من-ين بيربيرلريله، ايکی سن-ين بيربيريله موناسيبتی‌دير. بئله‌جه من ايله سن موناسيبتينده، بيرجار اوشاق من،‌ آنجاق آنا سن اولور؛ ائله وخت ده وارکی، آنا من اولور و اوشاق سن اولور. هله دوغولماميش ديلين رولو بو موناسيبتده، ايکی وورغونون و ايکی سئوگيلی‌نين سئوگی ديلينی اويناماغيدير. سئوگی اويونوبئله‌اولور. آنا، اوشاغين وارليغيندا دوغرولور، اوشاغی دوغرولدور، اونونلا دوغرولور. آنا باشدان- آياغا اوشاغ ايله منيمسه‌له‌نير.



سونرا بيرزادا نيشان قويما دؤوره‌سی باشلايير. شئيلره نيشان قويولور. باخيشا، الين ترپنمه‌سينه، دوداقلارا، اوزدن و ياناقلاردان سئزيلن گولومسونمه‌لره! آتا داها ايچری گلير. اوشاغين اوزو اوچونجو شخصی ضميره، دئمک «او»-نا ساری دؤنور. گئت-گئده نيشانه‌لر دونياسی، آنا ايله اوشاغين برابرليگی اويونلارينين يئرينی توتور. آتا اوچونجو آدام کيمی اورتايا چيخير. اؤزونو، جينسيتينی ياداکی جينسينی اوزه چکير: اوشاق باشقانی، او بيريسينی گؤرمگه نايل اولور. آنا ديلی دونيانی قاپساماغا دوغرو بويلانير. اشيانين و سسلرين اؤزونده عکس ائتدير‌ن آری- دورو گوزگوسونه يادا، کاس و بولانليق آيناسينا چئوريلير.

ديلی دوغوران، بير ياندان اوشاق ايله آنانين من ايله سن ايلگيسی ؛ اوبيری ياندان اوشاق ايله آتانين و دونيانين من ايله اوموناسيبتی دير. او گوزل، شن و حتا شهوانی اويون، اوشاق و آنانين موناسبتی اساسيندا قورولور. سونراکی مرحله‌ده ايشاره‌لر(سيمبوللار) دونياسيندان معنالارا گئچمگه باشلايير، معنالار دونياسيندان ايشاره‌لره (سيمبوللارا) دوغرو يولادوشمگه باشلايير. شاعير دئديگين کيمسه، آنا ايله اوشاغين او ايلکين اويونونو اؤتوشن ايللرين آرخاسيندا اونودارکن، سونرالار اويونون يادينا دوشور، گؤزل شعر قوشارکن، کليمه‌لردؤزمه‌سی‌نين باشدان باشا دادلی اويونونو ايشينده اساس گؤتورور. دئمک دونيانی تانيماغا گؤره، او ايلکين اويوندان ايشاره‌لره، معنالارا، قورولوشلارا و قورولوش پوزمالارا دوغرو قاييدير، آنجاق سونرا، ائله ‌بيل نه‌ ايسه يادينا دوشور کی، گئری دؤنمه‌لی اولدوقدا، اوشاقليقدا اويناديغی اويونو داها اوشاق اولماديغی بير دؤورده يئنیدن اويناماليدير. بئله اولاندا، نه حاديثه باش وئره بيلير؟ قاباقکی لذتين يئرينی آيری بير لذت توتور.

نيظامی‌نين يئددی گؤزل-ينده‌کی بيرينجی گئجه‌ يادينيزداديرمی؟ بيرقادين، هاميليقجا آداملاری قارا گئينميش بير شهرين ناغيلينی سؤيله‌يير. پادشاه قارا گئييمه چولقانمانين سرينين آچيلماسينی ايسته‌يير. بير نفر قصابا قوناق ايکن ، قصاب اونو گئجه ايلن بير سبده قويور و سبد ايله یوخاری چکيلير، يوخاريدان باخاندا گوزل بير باغدا اوينايان گوزل قادينلار گؤرور. اونلارين ايچينده بولونان ان گؤزل قادينا وورولور و قاديندان اونون ويصالينا چاتماغينی ايسته‌يير. قادين گئجه‌ده اونو اؤزونون کنيزلرينين بيريسی‌نين يانينا گؤندرير، آنجاق نئچه گئجه گئچندن سونرا کيشی‌نين صبيری دؤزومی

کسيلير و قاديندان يالنيز اؤزونون ويصالينه يئتيشمگی ايسته‌يير. قادين دئيير، گؤزلرينی يوموب منی اؤپ. کيشی اونون سؤزونه باخير، آنجاق گؤزلرينی آچاندا اؤزونو سبد ايچينده آشاغی دوشمکده و او گوزل جنتدن اوزاقلاشماقدا گؤرور. بئله‌ليکله اودا قاتيلير قادينين آغيسينی چکنلره و قارا گئييمه بورونور. قادينين يئددی گؤزلده‌کی آدينی بيليرسينيزمی نه‌ايميش؟ تورکناز ياداکی تورکتازايميش.

بيزيم هاميميزين ايتيرديگيميز گوزل قادينين يئرينه بئله گوزل بير ناغيل اوتورور. بيزلر او آناميزدان، او تورکنازدان ياداکی تورکتازدان، آناميزين ديليندن اوزاق دوشموشوک.

آنا ديليندن اوزاق قالان ملر، گئجه گوندوز ملر

منيم کيمی بو قارانليقدا ملر.

تورکجه‌يه چئويرنی : سئودالی

بو يازي 2005ده يازيليب آمما بوگونده گچرلي اولدوغونا گوره سيزينله پايلاشماني اويقون گوردوم . بو بير قيسا مقاله جناب رضا براهني دندير

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

گزارش روز: ۳۱ سال زبان مادری در ایران

تبریز سسی : سازمان یونسکو از سال ۱۹۹۹ روز 2 اسفند ـ21 فوریه ـ را به نام "روز جهانی زبان مادری" نام گذاری کرده، تا دولت ها و شهروندان جهان را به دادن اهمیت بیشتر به تدریس زبان مادری در مدارس فراخواند. به همین مناسبت "روز" در مصاحبه با صاحب نظران در زمینه مسایل ملتها و قومیت های ایرانی، به عمده ترین نکات مرتبط با این بحث و وضعیت تدریس زبان مادری در کشور پرداخته است.


خانم ایرینا بوکووا،دبیر کل یونسکو دیروز به همین مناسبت طی پیامی که در سایت سازمان یونسکو درج شده است، با ابراز خشنودی از تجربه ده ساله "روز جهانی زبان مادری" بر لزوم آموزش کودکان به زبان مادری و گسترش سیستم آموزشی چند زبانه تاکید کرد.



دبیر کل یونسکو با اشاره به اینکه امسال یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در چارچوب" سال بین الملی نزدیکی فرهنگها" برگزار می شود،تاکید کرده است که "زبانها ابزار مترقی تحمل و درک یکدیگر و عامل کلیدی برای تضمین زندگی مسالمت آمیز در بین اعضای یک جامعه می باشند".

پیام دبیر کل یونسکو به مناسبت روز "جهانی زبان مادری" در حالی منتشر شده که مساله زبان و زبان مادری در ایران،به ویژه طی 31 سال گذشته یکی از جدی ترین چالش های جامعه ایرانی و از اصلی ترین موارد نقض حقوق بشر بوده است.



اصل 15 قانون اساسی؛ تعلیقی 30 سال



صالح نیکبخت کارشناس مسایل حقوقی، وکیل دادگستری و از فعالان حقوقی و مدنی کرد، در گفتگو با "روز" با اشاره به اینکه زبان مادری اولین حق فرد است که در آغاز تولد کسب می کند، می گوید: "این حق نه از بین میرود و نه کاهش مییابد بلکه با افزایش سن افراد و دانایی ها او، استفاده از این زبان به عنوان وسیله ارتباطی وی با دیگران بیشتر و بیشر مورد احتیاج قرار می گیرد. به همین جهت وقتی بچه ها در سن 5 سالگی آماده ورود به کودکستانها و یک سال بعد آماده ورود به مدراس ابتدایی میشوند انتظار دارند همه چیز با همان زبان برای آنان توضیح داده شود و با همان زبان و وسیله با همکلاسی ها و هم سن و سالان خود و معلمان و دیگران ارتباط برقرار کنند. بنابراین اولین حق بشری، فطری و طبیعی انسان آموزش به زبان مادری است که اسناد بین اللملی هم بر این حق انسان تاکید نموده و روز دوم اسفند یا 21 فوریه به عنوان روز زبان مادری تعین شده و هیچ کشوری نمی تواند مدعی رعایت حقوق بشر شود ولی فرزندان خود را از خواندن نوشتن و ارتباط برقرارکردن با دیگران به زبان مادری خود منع کند و یا این زمینه را برای آنان فراهم نیاورد".



وی با یادآوری نقض حق تحصیل به زبان مادری در بعضی از کشورهای خاورمیانه نظیر ترکیه، به ممنوعیت به کارگیری زبان مادری در ایران می پردازد و می افزاید: "در حالی که در اصل 15 هم قانون اساسی ایران استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس زبان و ادبیات آنها در مدارس آزاد است، با و جود گذشت بیش از سی سال و چهار ماه از تصویب قانون اساسی ایران، هنوز این اصل قانونی به اجرا در نیامده است، درحالی که وقتی صورت مذکرات مجلس و بررسی نهایی قانون اساسی در سال 1358 را می خوانیم و در جریان بحثی که بین مرحوم مولوی عبدالعزیز نماینده مردم بلوچستان و مرحوم دکتر بهشتی نایب رئیس وقت مجلس قرار میگیریم، انگیزه های تصویب این قانون و حوزه های آن تنها محدود به خواندن و تدریس ادبیات این اقوام در مدارس نیست، بلکه مبنای تصویب این اصل با توجه به شرایط تصویب آن، این بوده که دولت در مناطقی که اقوام ایرانی (اقلیتهای ملی مانند کرد، ترک، عرب، بلوچ و ترکمن و غیره) زندگی می کنند، باید زمینه آموزش به این زبان برای کودکان را فراهم آورد تا آنان از این حق فطری و ذاتی خویش بهرمند گردند".



در اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی، با تاکید بر آزادی زبان های محلی و قومی آمده است: "استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است".



اما این اصل به اجرا در نیامده آن هم در حالی که برخی از فعالان حقوق بشر و اقوامی ایرانی بر این باورند که حتی در صورت اجرای کامل این اصل هم باز هم حرکتی آنچنانی در راستای احقاق کامل حق بشری استفاده از زبان مادری صورت نخواهد گرفت.



ناصر بولیدی، نویسنده و از فعالان حقوق بشر بلوچ در ایران، در همین راستا در گفتگو با "روز" می گوید: "اصل پانزده هم قانون اساسی در رابطه با مساله زبان مادری حاوی نکاتی است که در همان حد هم اجرا نشده،در حالیکه این نکات اشاره های بسیار ضعیفی به این حق بشری دارد و حاوی هویت زبانی اقلیتهای ملی و قومی در ایران نیست و توان حل مساله و نیازهای ملتها و اقوام ایرانی از جمله بلوچها را ندارد. در صورتی هم که اصل مورد اشاره اجرا شود، باز چیزی را حل نخواهد کرد، چون این اشاره ضمنی، خواسته های زبانی خلق های غیر فارس را محدود می کند. آنهم به علت اینکه مساله زبان مادری در قانون اساسی به عنوان یک اصل اساسی ذکر نشده است".



ممنوعیت زبان مادری تازه نیست



با اینکه ممنوعیت "تحصیل به زبان مادری" و جلوگیری از اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی ایران، به ویژه به دوران معاصر ایران و مشخصا حکومت جمهوری اسلامی ایران بر میگردد، اما فعالان ملیت ها و اقوام ایرانی و همچنین فعالان حقوق بشر بر این باورند که این مساله در ایران قدمت بیشتری دارد.

دکتر علیرضا اصغرزاده، استاد جامعه شناسی دانشگاه یورک تورنتو در کانادا و از فعالان حقوق آذربایجان در مصاحبه با "روز" در این مورد می گوید: "کلا در تاریخ جدید ایران و بعد از به قدرت رسیدن رضا شاه در سال 1925 یک سیاست مرئی و نامرئی که دولت ایران داشته این بوده که زبانهای غیر فارسی را در مملکت از بین ببرد. همین سیاست در زمان رضاخان و در زمان پسرش محمد رضا اعمال شده است. در زمان جمهوری اسلامی هم اعمال شده و هم اکنون نیز اعمال می شود. بنابراین چندان انتظاری نمی شود داشت. از سوی دیگر وظیفه برخی از ادارات آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی در دوره های معاصر این بوده که زبان های غیر فارسی را در مملکت محو و نابود کنند".



رحمان جوانمردی، حامی و فعال حقوق بشر در ایران نیز بر این باور است که مساله به رسمیت نشناختن زبان مادری در ایران قدمتی بیشتر از دولت جمهوی اسلامی ایران دارد.



وی در گفتگو با "روز" با اشاره به تجربه های تاریخی جهان و منطقه از جمله در فرانسه و ترکیه، در رابطه با همگون سازی ملی می گوید: "در ایران نیز نیروهایی که میخواستند مدرنیته را جایگزین سنتهای قدیمی نمایند، بیشتر تحت تاثیر تئوری آسیمیلاسیون ملی (همگون سازی ملی) بوده و علیرغم قانون ایالتی و ولایتی مشروطه که پاره ای از حقوق ملی غیر فارسها را در بر دارد، به سیاست یکپارچگی ملی روی آوردند. این سیاست در دوران رضا شاه بشدت دنبال شده و "ممالک محروسه" را که آزادیهایی طبیعی، بدلیل غیرمتمرکز بودن در خود داشت، به کشور یکپارچه و یک بنی ایران آریایی تغییر شکل داد. تئوریسین های این راهبردها بر حکومت مرکزی قوی و یکپارچگی "دولت ـ ملت" مدرن تاکید بسیاری میکردند و بر همین اساس، آزادیهای فرهنگی و زبانی در میان مرزهای ایران را بمثابه خطری که یکپارچگی ملی ایران را تهدید می کند نفی می کردند".



ناصر بولیدی فعال بلوچ نیز با این نظر که نظامهای حکمرانی در ایران معاصر از زبان مادری به عنوان ابزاری برای "همگون سازی ملی" و تثبیت قدرت حاکمان استفاده کرده اند، موافق است.



وی می گوید: "در دوران معاصر ایران تنها دو نظام سیاسی وجود داشته است، یکی پهلوی و دیگری هم جمهوری اسلامی. در هر دوی این سیستم ها،مسئله زبان نزد حاکمان ایرانی نکته ای بوده که رژیم خواسته از آن به عنوان ابزاری جهت همگوم سازی ملی استفاده کند. در سیستم های قبل از اینها البته مساله زبان به شکل امروزه مطرح نبوده و کارکرد آن تنها در حد وسیله ای ارتباطی بوده است. اما مشخصا در سیستم های مدرن، ایران از زبان به عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت و یا برای تثبیت شکل خاصی از حکومت بر اساس ناسیونالیزم افراطی استفاده شده است. و گرنه قبل از آن مثلا در عصر قاجاریه، زبان تنها موضوعی اداری و وسیله ای برای ارتباط بوده است نه الزاما عاملی سیاسی".



صالح نیکبخت نیز با اشاره به اجرای حداقلی مواد مربوط به حقوق اقلیتهای ملی و قومی در ایران با سابقه تاریخی نقض "حق تحصیل و تکلم به زبان مادری" موافق است.



این وکیل دادگستری می گوید: "اگر چه در وضعیت کنونی ایران تا حدودی اجازه انتشار محدود کتاب و روزنامه برای مثال به زبان کردی داده می شود، اما این حق در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته. در زمان رضا شاه نه تنها اجازه آموزش به زبانهای قومی داده نمی شد، بلکه حتی در مدارس بچه ها را مجبور می کردند که به لباس فرم مشخص درس بخوانند و اگر با لباس مثلا کردی می آمدند در شهرها ممانعت می کردند که این موضوع در سالهای دهه چهل برای خودمن پیش آمد".



از سوی دیگر یوسف عزیزی بنی طرف، نویسنده نیز با اشاره به پیامدهای محرومیت از حق "تحصیل به زبان مادری" در جامعه خوزستان به روز می گوید: "کودک غیر فارس در ایران وقتی وارد کلاس اول دبستان می شود باید دو چیز را بیاموزد: نخست زبان فارسی و دوم الفبای فارسی، در صورتی که کودک فارس فقط الفبای فارسی را می آموزد واین آغاز مسابقه نابرابر در عرصه زندگی میان کودک فارس وکودک غیرفارس است.این آغاز نابرابری زبانی به نظر من اساس نابرابری های فرهنگی، سیاسی واقتصادی آینده این کودک است. من وهمگنان عرب من وقتی وارد کلاس اول ابتدایی شدیم فقط عربی، یعنی زبان مادری ام را می دانستیم و محیط مدرسه که در آن صرفا به زبان فارسی تدریس می شد برای ما بیگانه بود. لذا این محرومیت از ابتدایی ترین حقوق انسانی یک کودک عرب زبان امروزه باعث شده تا در خوزستان شاهد ترک تحصیل حدود 33 در صد از دانش آموزان در مقطع دبستان و 50 درصد در مقطع راهنمایی و 70 درصد در مقطع دبیرستان باشیم. نسبت حضور دانشجویان عرب زبان در دانشگاه ها هم بسیار ناچیز است وقابل قیاس با نسبت حضور دانشجویان فارس در دانشگاه ها نیست و اساسا قیاس مع الفارق است".



ازخود بیگانگی؛ ارمغان محرومیت از زبان مادری



به عقیده کارشناسان، محرومیت از تحصیل به زبان مادری پیامدهای فرهنگی، روانشناسی واجتماعی ناگواری به بار می آورد. تاثیرات این امر اما بیش از همه بر ساختار اجتماعی جوامع محروم از تحصیل مشاهده می شود. در بعضی موارد هم پیامد محرومیت از این حق بشری منجر به دامنه دار شدن اختلافات سیاسی و عقیدتی شده است.



دکتر علیرضا اصغرزاده در همین ارتباط با اشاره به افت تحصیلی و ترک تحصیل دانش آموزان و دانشجویان، در مورد تبعات محرومیت از تحصیل به زبان مادری بر جامعه آذربایجان می گوید: "از جمله عوارضی که بدلیل ممنوعیت تحصیل به زبان مادری در ایران گریبانگیر آذربایجان شده است، افت شدید تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان آذری بوده است، چون سیستم آموزشی در ایران بر یک اساس قلدرانه و دیکتاتورمابانه عمل کرده است. از همان مراحل ابتدایی شروع به تحصیل به دانش آموزان القا می شود که زبان شما زبان تحقیری است و زبان فارسی زبان رسمی شماست و باید با این زبان صحبت کنید. این درحالی است که در هیچ جای دنیا حالت مشابهی وجود ندارد و مسایل آموزشی فارغ از تمام متعلقات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بر اساس نظریه های علمی نگریسته می شود،اما در ایران بچه ها به علت اینکه مجبورند زبان مادری خود را از یاد ببرند و با یک زبان بیگانه صحبت بکنند و درس بخوانند، حداقل تاثیری که این موضوع به جا می گذارد ترک تحصیل است. وقتی تعداد بیسوادها در جامعه نیز افزایش یابد مسایل دیگری هم به تبع آن به میان خواهد آمد".



رحمان جوانمردی، فعال حقوق بشر نیز با اشاره به پیامدهای روحی و روانی محرومیت از تحصیل به زبان مادری می گوید: "پاره ای از محققین معتقدند آموزش بزبانی که اطرافیان یک کودک با آن صحبت می کنند باعث رشد روانی و سلامت روحی شده و عکس آن میتواند مشکلات روانی برای کودک ایجاد کند. کودکی که اولین کلمات را برای تعریف و تفهیم اطراف خود از زبان مادر یاد میگیرد، در تغییر انها به کلمات و آواهای دیگر مشکل خواهد داشت. تلاش برای پاک کردن ذهن کودک از آموزه های پایه ای و اولیه میتواند بشدت مخرب و نابود کننده باشد. کودک برای تفکر و اندیشه احتیاج به مفاهیم دارد، این مفاهیم، زمانی که در دوران رشد بیشتر شوند، برای کودک ایجاد اختلال در اندیشه در پی دارند".


دکتر ناصر بولیدی از فعالان بلوچ هم با اشاره به اهمیت زبان و زبان مادری در شکل گیری ساختار شخصیتی فرد، در باره پیامدهای محرومیت از آن می گوید: "اساسا زبان یک مساله شخصیتی و فردی است. به عنوان مثال در ایران هنگامی که فرد غیر فارس به مدرسه می رود غیرمستقیم به او گفته می شود که زبانش کامل نیست و بایستی یک زبان دیگر را فرابگیرد. در واقع دولت ایران در دوران معاصر از طریق تشکیل یک سیستم تبعیض آمیز، باعث شده افراد غیر فارس در مراحل متفاوت، به مراتب مورد تبعیض قرار بگیرند که مسلما در ساختار شخصیتی آنها و بعدها در کل ساختار اجتماعی و فرهنگی تاثیرات بسیار ناگواری به بار خواهد آورد".



وی با اشاره به نقش زبان مادری در روحیه تسامح و بی توجهی به این امر می افزاید: "حتی گاهی از زبان فارسی به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده و نهایتا باعث از بین رفتن تسامح ملی و گاها به وجود آمدن تنشهای سیاسی شده است".



اما اساسا دولتها در قبال شناسایی و تضمین سطح و عمق حقوق بشر به ویژه حق آموزش به زبان مادری تعهداتی دارند که نقض آنها پیامدهایی برای آن دولتها به بار خواهد آورد.



دکتر صالح نیکبت کارشناس مسایل حقوقی و وکیل دادگستری درباره پیامدهای حقوقی نقض حق "تحصیل به زبان مادری" برای دولت ایران می گوید: "البته نقض حقوق بشر در کشورهایی مانند ایران و ترکیه و سوریه و سایر کشورهای خاورمیانه، محدود به این مورد نیست،اما با این وجود یکی از موارد نقض این حقوق و از جمله آموزش به زبان مادری این است که زمینه آسیمیلاسیون در ملتهای غالب به وجود می آید و انچه که در دنیا برای جلوگیری از آن فعالیت و هزینه میشود و آن نگهداری فرهنگ ها و تمدنهای کهن ولو کوچک میباشد در این مورد به صورت علنی پایمال میشود. بدون شک نقض این حق یکی از مواردی است که همواره توسط مجامع بین المللی به دولت ایران تذکر داده میشود اما ظاهرا همواره جواب این دولت به این مسائل، رد و انکار بوده است".



زبان مادری باید اجباری شود

برخی اما بر این باورند که در ایران نه تنها باید زمینه‌های شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران فراهم باشد، بلکه باید آموزش زبان مادری درست بمانند زبان فارسی اجباری شود و فارسی زبانان را نیز وادارکرد تا یک زبان دیگر را هم بیاموزند.



ناصر بولیدی نویسنده و فعال بلوچ در این باره می گوید: "مسلما باید در منطقه بلوچستان یادگیری زبان مادری برای تمام ساکنان آن اجباری شود. آن هم نه به شکل تحقیر آمیزی که قانون اساسی هم اکنون مطرح کرده، بلکه به عنوان یک امکان و حق عادی به موضوع زبان مادری پرداخته شود. یعنی همزمان و هم شان با دیگر زبانهای کشور به شکل اجباری باید آموزش داده شود.عدم توجه به این امر باعث ایجاد تنش و از بین رفتن همزیستی مسالمت آمیز در میان خلقهای ایرانی خواهد شد".



رحمان جوانمردی دیگر فعال حقوق بشر در ایران در مورد اجباری کردن زبان مادری در کشور می گوید: "زمینه‌های شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران باید فراهم شود. زبان وسیله و ابزار ارتباط، شناختن و اگاهی است. در کشوری که مردمانی با تنوع فرهنگی و زبانی در آن زندگی مشترک دارند، نیاز به شناخت همدیگر دارند. خانواده بدون آگاهی از همدیگر دچار بلبشو و هرج و مرج خواهد شد. مردم ساکن یک کشور خانواده ای بزرگتر هستند که با قرارداد نا نوشته ای با هم زندگی میکنند. همانگونه که تبعیض و بالادستی در یک خانواده، پایداری نظام خانواده را بطور جدی تهدید میکند، تبعیض و نابرابری میتواند باعث از هم پاشیدن یک خانواده بزرگتر نیز گردد. مردمان غیر فارس ساکن ایران گاهی از فارسها نیز زبان فارسی را بهتر یاد گرفته اند. نمونه های فراوانی در این مورد را میتوان به عنوان شاهد این ادعا مطرح کرد. محمد قاضی مترجم صاحب نام ایرانی یک کرد زبان بود. هه ژار مکریانی که قانون ابن سینا را بفارسی ترجمه کرده یک کرد زبان بود. نویسندگان ترک زبان، عرب و بلوچ که در زبان فارسی شاهکارهایی خلق کرده اند کم نیستند. انسان مدرن و متمدن از خود سئوال می کنند چرا برعکس آن ممکن نیست؟ چرا شهروند فارس زبان نباید نوشته ای بزبان کردی یا ترکی داشته باشد؟ سیر پیشرفت در زمینه حقوق فردی و جمعی انسان در قرن حاضر و گفتمانهای مدرن باید به میان مرزهای ایران نیز نفوذ کند. دمکراسی یک پاکت و مجموعه و شامل اجزایی بهم پیوسته است. عدم اجرای یکی باعث فاسد شدن دیگر اجزا میشود. اصل اول و دوم میثاق جهانی حقوق بشر بر عدم تبعیض و احترام متقابل تاکید دارد".



دکتر علیرضا اصغرزاده، استاد جامعه شناسی دانشگاه یورک تورنتو در کانادا نیز با اشاره به ضرورت اجباری کردن «زبان مادری» در ایران به تجربه ی برخی از کشورها با تفاوتهای ملی و قومی به "روز" می گوید: "همین روش در اکثر کشورهای جهان خصوصا در کشورهای چند زبانه و به ویژه در کشورهای افریقایی به اجرا گذاشته شده است. به عنوان مثال نیجریه، افریقای جنوبی، غنا، سیاستهای زبانی اینها در سیستم تحصیلی بدین قرار است که دانش آموز در مراحل ابتدایی فقط به زبان مادری آموزش می بیند. بعد از مرحله ابتدایی زبان انگلیسی هم اضافه می شود که علیرغم اینکه زبان استعمارگر بوده اما به مرور زمان در میان مستعمره ها به زبان رسمی تبدیل شده است. در مرحله دبیرستان به علاوه زبان مادری و زبان انگلسی یک زبان دیگر افریقایی هم آموزش داده می شود. این روش، روشی کاملا علمی، منصفانه و برابر طلبانه است".



جنبش سبز و زبان مادری

روز جهانی "زبان مادری"در ایران امسال مصادف با ظهور و تداوم جنبشی است که بعد از دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران به جنبش سبز نام گرفت. این جنبش در راستای ارائه و تحقق خواسته های خود از مناسبتهای ملی و جهانی به عنوان عاملی برای عینیت بخشیدن به خواسته های خود و پیشبرد آنها استفاده کرده است. فعالان فارس زبان این جنبش در این میان اما واکنشی به "روز جهانی زبان مادری" نشان ندادند.

در حالیکه برخی بر این عقیده بودند که این روز می توانست فرصت مناسبی برای برطرف کردن آن چیزی باشد که از آن به عنوان "آسیب عدم فراگیری جنبش" یاد می شود.



ناصر بولیدی در این مورد به روز می گوید: "جنبش سبز چه چیزی برای ملتها و اقوام ایرانی دارد؟ این سئوالی است که تاکنون سران نمادین و روشنفکران این جنبش به آن پاسخی نداده اند. این دوستان که در قبال قشرهای اجتماعی مثل زنان، دانشجویان و غیره همواره مواضع شفاف داشته اند، به طور بسیار غیر شفاف و حداقلی در مورد مسایل ملتها و اقوام سخن گفته اند. در حالیکه با ارتقای سطح سیاسی و آگاهی بلوچ ها، کردها و آذری ها، این مساله در آینده برای آنها غیر قابل قبول است و حل مساله ملی به شکل کامل خواسته اصلی این مردمان است؛ مطلبی که از سوی جنبش سبز به طور کلی به حاشیه رانده شده است".

دکتر علیرضا اصغرزاده از فعالان آذربایجان نیز با ذکر اینکه یکی از ضعف های اساسی جنبش سبز نادیده گرفتن حقوق خلق های غیر فارس بوده است به "روز" می گوید: "از بدو تشکیل جنبش سبز یک آسیب جدی وجود دارد که همانا نادیده گرفتن حقوق خلق های غیر فارس است. سران نمادین جنبش سبز و فعالان آن می توانستند از روز جهانی زبان مادری به نحو احسن برای تقویت اعتماد بین خلق های غیر فارس، استفاده کنند.نه تنها مسئولان نمادین این جنبش در داخل ایران از این مساله غافل ماندند، بلکه برخی از سخنگویان نمادین جنبش در خارج از ایران هم که عموما از روشنفکران درجه اول ایرانی هستند، به این مساله هیچ توجهی نشان ندادند. در حالیکه به نظر من این مساله اصلی ترین ضعف جنبش سبز است و طبیعتا اگر برخورد جنبش با ملتها و اقوام ایرانی اینگونه ادامه بیابد، خلق های غیر فارس هم دنباله روی از جنبش نخواهند کرد".



گفتنی است نقض حق تحصیل به زبان مادری از سوی جمهوری اسلامی و کم توجهی فعالان سیاسی، مدنی، روشنفکری و حقوقی فارس زبان طی 31 سال گذشته در حالی صورت می گیرد که این حق در بسیاری از اسناد و معاهدات حقوق بشری مانند منشور زبان مادری، اعلامیه­ی جهانی حقوق زبانی، بندهای ۳ و ۴ ماده­ی ۴ اعلامیه­ی حقوق اشخاص متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، زبانی و مذهبی، ماده­ی ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک، ماده­ی ۲۷ میثاق بین­المللی حقوق مدنی و سیاسی و… مورد تاکید قرار گرفته است.


لینک گزارش روز

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

و تو چه مي داني كه ...

تبریز سسی : زبان اولين وسيله ارتباطي انسانهاست،كه وظيفه اصلي آن برقراري ارتباط كلامي است.اماوظيفه فرعي ديگري را نيز بردوش مي كشد كه بعضا مهمتر از وظيفه اول مي باشد و آن تشكيل يكي از پايه هاي هويت ملي اقوام بشري است.در هرزباني معمولا يك زبان مادر وجود دارد كه شاخه هايي به نام لهجه از آن انشعاب يافته است.

يادگيري زبان مادري بر همه گويندگان آن زبان فرض مسلم مي باشد.چرا كه همانگونه كه ذكر شد بدون زبان مادري پايه هاي هويت و شخصيت فرهنگي افراد و به تبع آن جامعه به طور ناقص شكل مي گيرد.شايد به همين دليل سازمانهاي فرهنگي دنيا با ارائه كنوانسيون وبيانيه هاي مختلف خواستار حمايت واحياي زبان مادري اقوام مختلف در سراسر جهان هستند.سازمان يونسكو به عنوان مهمترين سازمان فرهنگي،با نامگذاري 21فوريه به عنوان " روز جهاني زبان مادري " و نامگذاري سال 2008 به عنوان " سال بين المللي زبانها " و ... نقش مهمي در اين ميان ايفا نموده است.



21 فوريه حاصل تلاش مردم كشوري پرجمعيت در حوالي شبه جزيره هند است.كشوري با بيش از 102ميليون نفر جمعيت كه اهل موسيقي شعر و اكثرا تعطيلات هستند.



روز 21فوريه، در ميدان اصلي شهري كوچك در 30 كيلومتري شمال داكا- كه زماني استراحتگاه يكي از راجوهاي هندي بوده است- احمد سليم شاعر محبوب نسل جوان ويكي از مبارزين استقلال بنگلادش از پاكستان درمراسم يادبود زبان مادري و در ميان فرياد "زنده باد زبان مادري" حاضرين؛در دفاع از زبان بنگا و استقلال آن از زبان اردومشغول ارائه خطابه اي آتشين است و همه حاضرين را مبهوت كلمات جادويي خويش نموده است.احمد سليم با شور خاصي صحبت مي كند.تا به شعر معروف خود مي رسد:



و تو كه زبان آب و آفتاب را نمي فهمي

وتو كه لالايي مردم بنگال را درك نمي كني

و تو كه نگاه نرم كودكان شيرخوار را نمي داني

چكونه ضربان قلب مادر بنگال را درك خواهي كرد؟

مادر بنگال،

مادر آب،

مادر هواي شرجي دلتا

زبانت را پاس مي داريم

زبانت را پاس مي داريم

مادر آلونك هاي كنار رودخانه

مادر كرجي هاي رود بنگال

مادر مردان و كودكان ماهي گير و كارگر

مادر مقدس بنگال... .



سليم مي خواند و مردم غرق دراشعار او بودند؛كه ناگهان صداي مهيب گلوله در ميان فرياد " جاسوس هندوستان... جاسوس بت پرستان ... وطن فروش و ... " همه را به خويش آورد.گلوله گلوي احمد سليم را شكافت تا نداي قلبي او براي هميشه خاموش شود.غافل از اينكه چندين سال بعد-21 فوريه 1999- به پيشنهاد دولت بنگلادش و به ياد احمد سليم و هزاران شهيد راه زبان مادري، سازمان يونسكو اين روز را" روز جهاني زبان مادري" بنامد تا زبان مادري براي هميشه در تقويم فرهنگي كشورها زنده بماند.احمد سليم شهيد شد شايد به ميليونها انسان مهجور از زبان مادري طريق كسب زبان مقدس مادري را بياموزدو بهانه اي باشد براي نوشتن سطوري مختصر پيرامون زبان مادري آذربايجاني ها يعني زبان تركي.

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

دونيادا نئچه ديل وار؟

تبریز سسی : اولو اجداديميز بيزيم ديلي بيليردي؟

يقين کي، دونيادا کئت ديلي نين ده اولدوغوندان چوخ آز آدامين خبري وار. بو ديلده ايندي دونيانين يالنيز بير يئرينده - سيبيرين مرکزينده يئنيسئي واديسينده دانيشيرلار، هم ده اونلارين سايي جمعي 200 نفردير.


آما باشقا ديللر کيمي کئت ديلي ده بنزرسيزدير اولدوقجا مورککب قراماتيک قورولوشو وار. عاليملر بو جور بالاجا ديللرين قورونوب ساخلانماسي سيويليزاسييا اؤچؤن اولدوقجا موهوم حساب ائديلير.

نييه؟ بو سوالين جاوابيني هاروارد اونيوئرسيتئتيني بيتيرميش ديلچي عاليم و محو اولماق تهلوکه سي ايله اوزلشميش ديللر اينستيتونونون ديرئکتورو قرئقوري آندئرسون بئله بير بنزتمه ايله جاواب وئرير:

- تصوور ائدير کي، هانسيسا اولو اجدادينيزي يوخودا گؤرورسونوز، اونونلا هانسي ديلده دانيشاجاقسينيز؟ بؤيوک احتيماللا او، ايندي سيزين دانيشديغينيز ديلي هئچ باشا دوشمور. بئله ليکله ده بالاجا ديللري دانيشان آداملارين اؤز تاريخلري ايله علاقه سي تام کسيلير.

قرئقوري آندئرسون سانکي کئت خالقي نين وضعيتيني ايضاح ائدير. يئني آراشديرمالارا گؤره، اولا بيلر کي، کئت ديلي ناواژو کيمي قديم آمئريکا ديللري نين اوزاق قوهومودور. اگر بو نظريييه دوغرودورسا، اوندا کئت ديلي نين اؤيره نيلمه سي بوز کؤرپوسو ايله آسيادان آمئريکايا اينسان کؤچونون تاريخيني ده اؤيرنمه يه ايمکان وئره بيلر.



بو جور اهميتينه باخماياراق، بالاجا ديللر حاضيردا سورعتله سيردان چيخماقدادير.



قيسا بير ديل ستاتيستيکاسي

حاضيردا دونيادا مؤوجود اولان 6700 ديلين يالنيز بئش فايزيندن فعال ايستيفاده ائديلير و ياخشي سندلشديريليب.

آبش-داکي ميللي جغرافييا جمعيتي نين (ناتيونال گئوگراپه يج سوجيئتي) معلوماتينا گؤره دونيادا هر 14 گونده بير ديل سيرادان چيخير. بو گئديشله ده 2100- جو ايله قدر داها 3500 ديل محو اولاجاق.

حاضيردا مؤوجود اولان ديللردن 28 فايزينده جمعي 1000 نفره قدر آدام دانيشير. بو دا او دئمکدير کي، همين 28 فايز سون درجه تهلوکه آلتيندادير.

افقانيستانداکي تيراهي ديلينده جمعي 100 آدام دانيشا بيلير. ائرمنيستانداکي لوماورئن ديلينده دانيشانلارين سايي ايسه جمعي 50 نفردير.

حاضيردا محو اولماق تهلوکه سي آلتيندا اولان ديللرين اساسن يئني قوينئيا، قافقاز و سيبير زونالاريندا اولدوغونو دئييرلر.



پروبلئمي گونده ليکده ساخلاماق اؤچؤن بی ام ت - نين علم و تحصيل تشکيلاتي - اونيئسجو 1999- جو ايلده فئورالين 21- ني آنا ديلي گونو ائلان ائديب. بير ديلين محو اولماسي پروسئسيني اؤيرنن عاليملر چوخ سايدا سبب گتيريرلر. آما سببلر سيياهيسي نين باشيندا ايقتيصادي عاميللر گؤستريلير



يئنه قرئقوري آندئرسون:



- ان باشليجا سبب ايقتيصادي فعالليقدير. سايجا چوخ اولان ائتنيک قروپ داها ايقتيصادي فعال اولور و اونلارين ديللري اوستونلوک تشکيل ائدير. اونا گؤره ده سوسيال - ايقتيصادي اينکيشاف ديلين ده اينکيشافي اؤچؤن اساس ساييلا بيلر. اينسانلار ايقتيصادي ايئارارخييايا چوخ حسساس اولورلار. اگر هانسيسا ديلدن ايمتيناع ائتمکله بو ايئارارخييايا دوشمک مومکوندورسه، اينسانلار بو يولو سئچيرلر.



ديللرين ياشاماسيندا سيياستچيلر ده اولدوقجا بؤيوک رول اويناييرلار. دومينانت ميللت نوماينده لري يالنيز اؤز ديللرينده دانيشانلاري ايره لي بوراخيرسا، بو، باشقا ديللرين اؤلومو دومک اولور.



آذربايجاندا دا آزسيالي خالقلارين ديللري نين قورونماسي ضرورتي زامان-زامان گوندمده اولوب. يئرلي عاليملر خصوصيله بودوخ، تات، روتول، تاليش، ساخور، خيناليق، اودين، جوهور، کيليت، کريز ديللري نين گئتديکجه محو اولماق تهلوکه سي قارشيسيندا اولدوغونو دئييرلر.



بالاجا ديلي نئجه قورومالي؟



عاليملر بيلديريرلر کي، بو، تکجه ديلچي عاليملرين باجارا بيله جکلري بير ايش دئييل. بو ديللرده صؤحبتلرين آوديو و ويدئو ايله يادداشا کؤچورولمه سي، قراماتيک قورولوشونون، لوغت ترکيبي نين هئچ اولماسا بير قيسمي نين سندلشديريلمه سي لازيمدير. بونا دا عاليم ساوادي ايله ياناشي او قدر ده آز اولمايان مبلغده پول دا لازيمدير.



ديل نييه اؤلور؟

بالاجا ديلين نئجه قورونوب ديرچلديلمه سينه نومونه ده وار. بؤيوک بريتانييادا محو اولماق تهلوکه سي ايله اوزلشميش وئلس ديلي دؤولتين يارديمي ايله يئنيدن جانلانديريلدي و آرتيق بو ديلده دانيشانلارين سايي مينلرله دير.



حاضيردا کيچيک ديللرين قورونماسي ايشلرينه پول وئرن اساس تشکيلات بريتانيياداکي هانس راوسينگ محو اولماق تهولکه سي ايله اوزلشميش ديللر لاييهه سيدير. بو قوروم ايلده ديللرين قورونماسي لاييهه سينه 2 ميليون دوللار قرانت وئرير. همين تشکيلات ايندييه قدر 150 ديلين سندلشديريلمه سينه نايل اولوب. آلمانييانين وولکسwاگئن آوتوموبيل شيرکتي ده سون 10 ايلده 80 ديلين سندلشديريلمه سينه ماليييه آييريب. بوندان باشقا، آبش - داکي ميللي علم فوندو دا بو ساهه ده لاييهه لري ماليييلشديرير.



عاليملر بيلديريرلر کي، پول و ايجتيماعي تشببوسلر محو اولماقدا اولان ديللرين ساخلانماسينا، بعضي حاللاردا يئنيدن ديرچلديمه سينه ايمکان وئره بيلر.



آذربايجان ديلي نين لوغت ترکيبي حاقيندا باکيدا کئچيرديگيميز بير / آزادلیق .

کؤچؤره ن تبریز سسی خبر قوروپو

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

روز جهانی زبان مادری امسال فرق می‌کند

ساوالان سسی
سازمان ملل ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده است. به همین مناسبت در ایران و دیگر نقاط دنیا مراسم مختلفی برگزار می‌گردد. استقبال ایرانیان از روز زبان مادری گفته می‌شود امسال با سال‌های دیگر تفاوت دارد.


مردودی به دلیل ندانستن زبان فارسی

در آستانه‌ی فرا رسیدن روز جهانی زبان مادری هشدار بسیاری از کارشناسان تعلیم و امور تربیت مبنی بر "افزایش مردودی" در مناطق قومی تائید شد.

در گزارش "مرکز پژوهش‌های مجلس جمهوری اسلامی ایران" آمده است، در ۶ سال اخیر نزدیک به ۵ ملیون نفر از دانش‌آموزان مردود شده‌اند. کارشناسان تائید می‌کنند، بیشترین میزان مردودی‌ها در مناطق قومی کشور بوده است.

شیرزاد عبدالهی، کارشناس مسائل آموزش و پرورش با اشاره به میزان بالای مردودی‌ها در مناطق قومی به سایت "خبر آنلاین"، می‌گوید: «کودکانی ‌که در این مناطق به مدرسه می‌روند به دلیل عدم آشنایی به زبان فارسی و مواجه با آن، دچار شوک وحشتناکی می‌شوند و خود را نمی‌توانند تطبیق دهند.»

عبدالهی در ادامه‌ی صحبت‌هایش نتیجه می‌گیرد، اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی سبب کاهش چشمگیر آمار مردودی‌ها در مناطق قومی خواهد شد.

"هرگز در ایران دعوای زبان نداشتیم"

دکتر ضیاء صدرالاشرافی، محقق آذربایجانی معتقد است، زبان مادری با هویت هر انسان آمیخته است. وی در گفتگو با بخش فارسی دویچه‌وله تاکید می‌کند: «ما هرگز در ایران دعوای زبانی نداشتیم که به دیگران بگویند، حق خواندن و نوشتن به زبان مادری را ندارید.»

صدرالاشرافی در ادامه می‌افزاید: «این مسئله بویژه برای کودکان ایجاد اشکال کرده است. به‌نحوی که اخیرا وزیر آموزش و پرورش گفته اعلام کرده ۷۰ درصد کودکان دوزبانه اشکال دارند و ما این اشکال را به اصطلاح با "روش جمهوری اسلامی" به این صورت حل بکنیم که کودکان از همان سال اول زبان مادری را فراموش کنند، تا مساوات برقرار شود.»

مهد کودک به جای زبان مادری

کارشناسان می‌گویند، دانش آموزان کلاس اول در مناطق قومی از نخستین روزها مجبور می‌شوند به زبان مادری خود فکر نکنند و به این ترتیب، ارتباط فکری، ذهنی آنها با دنیائی که در آن بزرگ شدند، قطع می‌گردد.

به قول این کارشناسان، دولت برای از بین بردن این نقصان و برای پیشگیری از افت تحصیلی در مناطق قومی در سال‌های اخیر به میزان قابل توجهی، مهد کودک ساخته است، تا کودکان از سنین پائین‌تر به جای زبان مادری خود، زبان فارسی یاد بگیرند.

ممنوعیت زبان مادری در کلاس اول

حق تحصيل به زبان مادرى يك حق ابتدائى بشرى است از سوی دیگر آموزش و پرورش در مناطق قومی با برپائی سمینارهایی تلاش کرده است، مشکلات معلمان مناطق دوزبانه را حل کند. این اداره در مناطق قومی به معلمان بومی ابلاغ کرده است، با دانش آموزان به زبان مادری آنها سخن نگویند. کارشناسان انتقاد می‌کنند، این اقدام‌ها تابحال نتیجه‌ای نداده و این گونه روش‌ها کارشناسانه نبوده است.

ادامه‌‌ی این روند سبب نارضایتی والدین کودکان هم شده است. در یکی از طومارهایی که پیش از آغاز سال تحصیلی در ایران جمع آوری شده، اولیاء دانش آموزان به این گونه روش‌ها اعتراض کردند. آنها نوشتند: «این قابل قبول نیست که با طرح حساسیت‌های امنیتی، تدریس به زبان مادری میلیون‌ها دانش آموز را ممنوع کنند.»

برگزاری روز جهانی زبان مادری در کانادا

همزمان با برگزاری مراسم ویژه‌ی روز جهانی زبان مادری از سوی سازمان ملل، ایرانیان مقیم خارج نیز به این مناسبت در تورنتو کانادا و همچنین در برلین، پایتخت آلمان مراسم برگزارخواهند کرد.

به‌نظر انصافعلی هدایت، روزنامه‌نگار، امسال برگزار روز جهانی زبان مادری با سال‌های دیگر تفاوت دارد. وی در گفتگو با دویچه وله دراین‌باره چنین توضیح می‌دهد: «امسال در شهر تورنتو چندین مراسم بطور همزمان و یا پشت سرهم در روزهای متفاوت خواهد بود. بخش اصلی درخواست‌های برگذارکنندگان احترام به زبان مادری و رسمی بودن آن در ایران هست.»

این روزنامه‌نگار آگاه به مسائل قومی در ایران در ادامه‌ی صحبت‌هایش می‌افزاید: «در ایران هیچ حرکتی چه از طرف دولت حاکم و چه از طرف مخالفین به نتیجه‌ای نمی‌رسد مگر اینکه به خواست اقوام توجه بکنند و در برنامه‌های دولت به آن اولویت بدهند.»

مراسم روز جهانی زبان مادری در برلین

حافظ مهین، یکی از سازمان‌دهندگان مراسم روز جهانی زبان مادری در شهر برلین است. وی در گفتگو با بخش فارسی صدای آلمان می‌گوید: «این مراسم از سوی انجمن فرهنگی آذربایجانیان مقیم شهر برلین برگزار می‌شود. در این مراسم مهمانانی از ترکیه از جمله سیف الدین آلتایلی، فولکلورشناس، نویسنده و متخصص ادبیات آذربایجانی و از آمستردام هلند مختار شمس سیاست شناس شرکت خواهد کرد.»

حافظ مهین هم هدف اصلی برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری را آزادی تدریس زبان مادری در ایران می‌داند. وی تاکید می‌کند که در ایران مسئله حق تدریس به زبان مادری به خواست عمومی مردم آذربایجان تبدیل شده و این مسئله اکنون از جنبه روشنفکری و محفلی خارج شده و به نوعی جنبه توده‌ای پیدا کرده است.

نگرانی سازمان ملل از نابودی زبان‌ها

سازمان ملل در یکی از گزارش‌های سالانه‌ی "برنامه توسعه انسانی" یادآور می‌شود که «خواست گروه‌های قومی، مذهبی و زبانی نیاز به رسیدگی جدی و فوری دارد و ثبات بین‌المللی و توسعه‌ی انسانی در قرن بیست و یکم را تحت تاثیر قرار خواهد داد.»

این سازمان از دولت‌ها می‌خواهد که حق اقوام ساکن کشور خود را برای آموزش به زبان مادری‌شان به رسمیت بشناسند و زمینه‌ی تدریس زبان آنها را در نظام آموزشی کشورشان فراهم آورند.

در بسیاری از کشورهای دو یا چند زبانه، یادگیری زبان‌ها بصورت طبیعی انجام می‌گیرد و جزو امتیازات مردمانی است که در آنجا زندگی می‌کنند. در این کشورها فرهنگ‌ها و زبان‌ها عامل تهدید نیستند، بلکه به عنوان یک ارزش و گوهر گرانبها معنوی به آنها ارج گذاشته می‌شود.

طاهر شیرمحمدی
تحریریه: مصطفی ملکان
لینک گزارش

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

آنا دیلی گؤنؤ موناسیبت ایله حبیب ساحرده ن بیر شعر

تبریز سسی : آنا گولدور٬ بير گون سولار
آنا ديلى شيرين اولار

بيزيم توركو شيرين ديلدير


خوش صدالى٬ زنگين ديلدير

ديل گونشدير٬ ايشيق ساچار
آزادليغا قاپى آچار

يادين ديلى بويوندوروق
بير گئچيددير بوروق بوروق

بويوندوروق خالقى بوغار
گئچيدلرده قولدور سويار

قوى يادلاشسين سئناتورلار
خالقى سويان تاجير٬ توججار

يالتاق شاعير يولون آزسين
تكجه فارسى غزل يازسين

حبيب ساحير تهران 1357 ــ 1344

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

دعوت به تجمع اعتراضی" روز جهانی زبان مادری" در تبریز

به گزارش بی تی ان همزمان اعلامیه های متعددی در سطح شهر تبریز به صورت گسترده پخش شده است که زمان برگزاری تجمع اعتراضی در تبریز را ساعت ۵ بعد از ظهر روز یکشنبه دوم اسفند اعلام میکند.
همزمان با فرارسیدن روز جهانی زبان مادری از شهرهای مختلف آذربایجان خبر میرسد که اقشار مختلف مردم و فعالان آذربایجانی خود را برای برگزاری با شکوه مراسم این روز آماده میکنند.

همچنین نسخه های از این اعلامیه ها به بی تی ان ارسال شده است که جهت آگاهی خوانندگان بدون دخل و تصرف عینا درج میگردد


به مناسبت ۲۱ فوریه (۲ اسفند)
روز جهانی زبان مادری
و
• در اعتراض به عدم تحصیل به زبان مادری ملت تورک آذربایجان و نابودی میراث ملت، و به تبع آن عدم توسعهیافتگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و ... در آذربایجان
• در اعتراض به بازداشتهای اخیر فعالان ملیمدنی آذربایجان و صادر شدن محکومیتهای حبس چند ساله علیه آنها و نیز در اعتراض به بازداشتهای اخیر هواداران تیم فوتبال تراختور آذربایجان
• در اعتراض به وضعیت اسفبار اقتصادی آذربایجانیان و کمبود ۵۰۰ هزار تومانی سرانه درآمد خانوار آنها از سرانه درآمد متوسط کشوری و عدم توسعهیافتگی صنعتی در آذربایجان
• در اعتراض به گسترش بیکاری و اعتیاد به مواد مخدر در شهرهای آذربایجان، و عدم پرداخت شدن و تأخیر در پرداخت حقوق کارگران و کارمندان ادارات دولتی و غیردولتی آذربایجان
• در اعتراض به روند خشک شدن دریاچه اورمیه و نمکزار شدن و از بین رفتن باغها و بستانهای شرقی، غربی، شمالی و جنوبی این دریاچه،
• در اعتراض به وضعیت اسفبار شهرداریها و شوراهای شهر آذربایجان و عدم توسعه شهری،
• در اعتراض به خواب خرسوار نمایندگان مجلس آذربایجان و به تاراج رفتن ثروت ملی آذربایجانیان و مواد معدنی غنی سرزمینمان و عدم رسیدگی این نمایندگان به مشکلات ملت،
• در اعتراض به گسترش فساد مالی در ادارات دولتی آذربایجان و قتل «ارکین امیری» کارمند بازنشسته و معترض دیوان محاسبات آذربایجان شرقی افشاء کننده بیتالمال خواری آقایان،
• در اعتراض به وضعیت حمل و نقل شهری و بین شهری و وضعیت راههای کُشنده آذربایجان،
• در اعتراض به آلودگی محیط زیست و هوای شهرهای آذربایجان و ارسال شدن پارازیتهای شدید ضد ماهوارهای خصوصاً در شهر تبریز، که مقتوع النسل کننده و عقیم کننده هستند،
• در اعتراض به تحقیرها و توهینهای صدا و سیمای تهران به تورکها و فرهنگ غنی ملت آذربایجان و در اعتراض به نبود تلویزیون، رادیو، و روزنامه سراسری به زبان تورکی آذربایجانی و فاذری صحبت کردن (بجز فعل آخر جمله، فارسی بودن همه کلمات: من این عید نوروز را به همه هموطنان تبریک عرض ائلیرم) گردانندگان صدا و سیمای شهرهای آذربایجان و به سخره گرفتن زبان تورکی از طرف آنها،
• در اعتراض به روند "تمرکزگرایی و کل کشور انگاشتن تهران و نادیده گرفته شدن حقوق سایر استانها و شهرها" و تعلق گرفتن بیش از نصف بودجه کشور به استان تهران، و قرار گرفتن همه ادارات کل دولتی و وزارتهای کشوری در شهر تهران،
• و در اعتراض به استثمار و استعمار داخلی آذربایجان توسط شووینیسم و حاکمیت فارس تهران؛

روز یکشنبه، دوم اسفندماه ۱۳۸۸ (روز جهانی زبان مادری)،
ساعت پنج بعد از ظهر، در «چهار راه شهناز تبریز»، همه باهم و یکصدا:

گلین وئرک سس سسه، تورک دیلینده مدرسه
آنا دیلده مدرسه، اولمالیدیر هر کسه!


گفتنی است ۲۱ فوریه مصادف با دوم اسفند ماه از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوان روز گرامیداشت زبان مادری اعلام شده است. هر سال در چنین روزی هر سال در چنین روزی آذربایجانیها با برپایی مراسمهای مختلف ضمن گرامیداشت این روز اعتراض و انزجار خود را نسبت به ممنوعیت تحصیل ، تدریس و ایجاد رسانههای صوتی و تصویری به زبان ترکی آذربایجانی در ایران را به گوش جهانیان میرسانند


Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

توركون ديلي تك سئوگيلي، ايستكلي ديل اولماز








توركون ديلي تك سئوگيلي، ايستكلي ديل اولماز

اؤزگه ديله قاتسان، بو اصيل ديل، اصيل اولماز
اؤز شعريني فارسا، عربه قاتماسا شاعر
شعري اوخويانلار، ائشيدنلر كسيل اولماز
فارس شاعري، چوخ سؤزلريني بيزدن آپارميش
صابركيمي بير سفره لي شاعر، بخيل اولماز

توركون مثلي، فولكلورو دونيادا تك دير
خان يورقاني، كند ايچره مثل دير، ميتيل اولماز
آذر قوشونو، قيصر رومي اسير ائتميش
كسرا سؤزودور، بير بئله تاريخ، ناغيل اولماز
پيشميش كيمي شعرين ده گرك داد - دوزو اولسون
كند اهلي بيليرلر كي دوشاب سيز خشيل اولماز
سؤزلرده جواهر كيمي دير، اصلي - بدلدن
تشخيص وئرن اولسا، بو قده ر، زير - زيبيل اولماز
شاعر اولا بيلمزسن، آنان دوغماسا شاعر
مس سن، آبالام هر ساري كؤينك قيزيل اولماز
چوخ قيسا بوي اولسان اولورسان جن كيمي شيطان
چوخ دا اوزون اولما كي اوزوندا عقيل اولماز
مندن ده نه ظالم چيخار اوغلوم، نه قصاص چي
بير دفعه بونو قان، كي ايپكدن قزيل اولماز
آزاد قوي اوغول عشقي طبيعتده بيلينسين
داغ - داشدا دوغولموش دلي جئيران، حميل اولماز
اينسان اودو توتسون بو ذليل خلقين اليندن
آللاهي سئورسن، بئله اينسان ذليل اولماز
چوخ داكي سرابين سويووار، ياغ - بالي واردير
باش عرشه ده چاتديرسا سراب، اردبيل اولماز
ملت غمي اولسا، بوجوجوقلار چؤپه دؤنمز
اربابلاريميزدان دا قارينلار طبيل اولماز
دوز واختا دولار تاختا - تاباق ادويه ايله
اوندا كي ننه م سانجيلانار، زنجفيل اولماز
بوشهريار ين طبعي كيمي چيممه لي چشمه
كوثر اولا بيلسه دئميرم، سلسبيل اولماز



Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

International Mother Language Day, February 22 and 23


Is technology friend or foe when it comes to preserving local languages? That’s one of the questions to be posed as part of a two-day event to mark the 11th International Mother Language Day (IMLD).

©UNESCO
The International Symposium: Translation and Cultural Mediation will bring together experts in Paris on February 22 and 23 to discuss topics including bridging global and local languages and Translation, Mutual Understanding and Stereotypes.
Information sessions on UNESCO’s languages and multilingualism activities will include one on the New Atlas of Endangered Languages. In addition there will be two education presentations, one on mother tongue instruction in bilingual or multilingual education and the other entitled Technology and the Mother Tongue; Friend or Foe?

IMLD has been celebrated annually on 21 February since 2000 to raise awareness of the importance of recognizing cultural and linguistic diversity and multilingual education. This year it is celebrated as part of the 2010 - International Year for the Rapprochement of Cultures.
IMLD grows in importance each year with more and more countries organizing educational and cultural events. This year, among other events worldwide, the village of Kocavica in the Republic of Serbia where national minorities of Slovaks. Romanians, Roma, Hungarians, Ruthenians and Croats live alongside Serbs, will celebrate the event with roundtables and discussions. On February 21 one lesson in every school in Serbia will be dedicated to mother languages.
Related Links
Programme
Languages in Education website
Literacy website
Celebrating IMLD in a Canadian school


Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

روند رو به رشد اعتزاضات مدني در خوي همچنان ادامه دارد

اویرنجی:
چهارشنبه ٣۰ بهمن ۱٣٨۷ - ۱٨ فوريه ۲۰۰۹
در حالی که رفته رفته به روز 21 فوریه مصادف با روز جهانی زبان مادری نزدیک و نزدیک تر می شویم، بسیاری از محلات شهرستان خوی دستخوش دیوارنویسی هایی شده است که در آن به خواسته های حرکت ملی آذربایجان، که از اهم آن رسمی شدن زبان مادری ملت آذربایجان می باشد تاکید فراوانی شده است . این دیوار نویسی ها در حالی صورت می گیرد که در یک ماه گذشته خبر توزیع هزاران اعلامیه وسی دی با مضامینی همچون جنایات ارامنه در قاراباغ – غرب آذربایجان و توطئه های تروریسم کرد –آذربایجان و دغدغه ای به نام زبان مادری از گوشه وکنار این شهر به گوش می رسد. چندی قبل نیز در تاسیس شعبه بانک پارسیان در این شهرِ تابلو بانک مذکور بارها مورد رنگ رنگ پاشی افراد ناشناس قرار گرفته بود که نهایتا آغاز به کار آن در میان تدابیر شدید امنیتی صورت گرفت.

در آستانه فرا رسیدن روزجهانی زبان مادری به همت تعدادی از فعالین جوان حرکت ملی صدها جزوه در رابطه با خواسته های حرکت ملی آذربایجان در میان جمع کثیری از اساتید و دانشجویان دانشگاه های پیام نور – غیر انتفاعی آزاد اسلامی واحد مرکزی و واحد سما وهمچنین دانشکده فنی مهندسی واحد پسران شهر خوی توزیع شد. در این جزوات نسبتا کم حجم به معرفی حرکت ملی آذربایجان خواسته ها وچالش های پیش روی آن نیز پرداخته شده است. و در آخر ضمن تبریک روز جهانی زبان مادری مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در رابطه با حقوق انسانی ملت های مختلف دنیا که در تاریخ 18 دسامبر 1992 به تصویب رسیده آورده شده است. گفتنی است این جزوه ها استقبال بی نظیری از دانشجویان و اساتید دانشگاه های شهر خوی را در بر داشته است.

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

روز جهاني زبان مادري و زبان تركي- افشين اميري ججين

اویرنجی:

توزگون(سه‌شنبه) ۲۹ بهمن ۱٣٨۷ - ۱۷ فوريه ۲۰۰۹

و تو چه مي داني كه ...
زبان اولين وسيله ارتباطي انسانهاست،كه وظيفه اصلي آن برقراري ارتباط كلامي است.اماوظيفه فرعي ديگري را نيز بردوش مي كشد كه بعضا مهمتر از وظيفه اول مي باشد و آن تشكيل يكي از پايه هاي هويت ملي اقوام بشري است.در هرزباني معمولا يك زبان مادر وجود دارد كه شاخه هايي به نام لهجه از آن انشعاب يافته است.يادگيري زبان مادري بر همه گويندگان آن زبان فرض مسلم مي باشد.چرا كه همانگونه كه ذكر شد بدون زبان مادري پايه هاي هويت و شخصيت فرهنگي افراد و به تبع آن جامعه به طور ناقص شكل مي گيرد.شايد به همين دليل سازمانهاي فرهنگي دنيا با ارائه كنوانسيون وبيانيه هاي مختلف خواستار حمايت واحياي زبان مادري اقوام مختلف در سراسر جهان هستند.سازمان يونسكو به عنوان مهمترين سازمان فرهنگي،با نامگذاري 21فوريه به عنوان " روز جهاني زبان مادري " و نامگذاري سال 2008 به عنوان " سال بين المللي زبانها " و ... نقش مهمي در اين ميان ايفا نموده است.


21 فوريه حاصل تلاش مردم كشوري پرجمعيت در حوالي شبه جزيره هند است.كشوري با بيش از 102ميليون نفر جمعيت كه اهل موسيقي شعر و اكثرا تعطيلات هستند.
روز 21فوريه، در ميدان اصلي شهري كوچك در 30 كيلومتري شمال داكا- كه زماني استراحتگاه يكي از راجوهاي هندي بوده است- احمد سليم شاعر محبوب نسل جوان ويكي از مبارزين استقلال بنگلادش از پاكستان درمراسم يادبود زبان مادري و در ميان فرياد "زنده باد زبان مادري" حاضرين؛در دفاع از زبان بنگا و استقلال آن از زبان اردومشغول ارائه خطابه اي آتشين است و همه حاضرين را مبهوت كلمات جادويي خويش نموده است.احمد سليم با شور خاصي صحبت مي كند.تا به شعر معروف خود مي رسد:
و تو كه زبان آب و آفتاب را نمي فهمي
وتو كه لالايي مردم بنگال را درك نمي كني
و تو كه نگاه نرم كودكان شيرخوار را نمي داني
چكونه ضربان قلب مادر بنگال را درك خواهي كرد؟
مادر بنگال،
مادر آب،
مادر هواي شرجي دلتا
زبانت را پاس مي داريم
زبانت را پاس مي داريم
مادر آلونك هاي كنار رودخانه
مادر كرجي هاي رود بنگال
مادر مردان و كودكان ماهي گير و كارگر
مادر مقدس بنگال... .
سليم مي خواند و مردم غرق دراشعار او بودند؛كه ناگهان صداي مهيب گلوله در ميان فرياد " جاسوس هندوستان... جاسوس بت پرستان ... وطن فروش و ... " همه را به خويش آورد.گلوله گلوي احمد سليم را شكافت تا نداي قلبي او براي هميشه خاموش شود.غافل از اينكه چندين سال بعد-21 فوريه 1999- به پيشنهاد دولت بنگلادش و به ياد احمد سليم و هزاران شهيد راه زبان مادري، سازمان يونسكو اين روز را" روز جهاني زبان مادري" بنامد تا زبان مادري براي هميشه در تقويم فرهنگي كشورها زنده بماند.احمد سليم شهيد شد شايد به ميليونها انسان مهجور از زبان مادري طريق كسب زبان مقدس مادري را بياموزدو بهانه اي باشد براي نوشتن سطوري مختصر پيرامون زبان مادري آذربايجاني ها يعني زبان تركي.
مختصري در مورد زبان تركي:
زبان تركي به عنوان سومين زبان قدرتمند دنيا ،زبان بيش از 250ميليون ترك ساكن آسيا و اروپا مي باشد.كه از ميان 28 لهجه اين زبان، 20 لهجه داراي كتابت و ادبيات كتبي مي باشد.خانواده هاي زبان تركي اشتراك نزديكي به هم نشان مي دهند.اين همانندي در عرصه آواشناسي ، مورفولوژي و ساختار نحوي آنهاست.
منشا زبان تركي آذربايجاني شاخه غربي از خانواده بزرگ زبان تركي ازشاخه زبانهاي آلتاييك و آن هم جز دسته زبانهاي اورال-آلتاييك مي باشد. تركي آذربايجاني ،استانبولي و تركمني جز شاخه غربي زبان تركي(اوغوز) و تركي قزاقي،قيرقيزي،اوزبكي و اويغوري جز شاخه شرقي زبان تركي مي باشند-بايد ذكر كرد كه در اين مورد تقسيمات ديگري هم ذكر گرديده است-. از ديگر زبانهاي آلتاييك مي توان به مغولي ،كره اي ،ژاپوني،مانچو وتونقوز اشاره كرد.زبانهاي فنلاندي و مجاري نيز جز شاخه زبانهاي اوراليك مي باشند.
زبانهاي زنده دنيا را علاوه بر منشا بر حسب ساختار نيز به 4 دسته عمده تقسيم نموده اند:
1-تك هجايي:مثل زبان چيني كه هر كلمه بيشتراز يك هجا نبوده و بر اساس موقعيت آن در جمله معاني متعددي مي دهد.
2-قالبي:مثل عربي كه كلمات آن در قالب (ابواب و اوزان)خاصي شكل مي گيرد.(در بعضي از تقسيم بندي ها اين مورد جز زبانهاي تحليلي دسته بندي گرديده است)
3-تحليلي:مثل فارسي و زبانهاي اروپايي كه در ساختن هر كلمه تازه،بن كلمه تماما زير و رو مي گردد.مثال: Go –went-gone كه شكل اصلي فعل درافعال گذشته قابل تشخيص نيست.
4-التصاقي:كه تركي از اين گروه است ودر ساختار آن كلمه هميشه داراي يك بن ثابت است و كلمات با افزودن پسوند به اين بن ثابت ساخته ميشود.مثال:بن فعلي" آل "و افعال " آلديم،آلميشام " و ... .
تركان دنيا در وسعتي از تركستان شرقي در همسايگي چين تا قلب لروپا-كشورهايي نظير آلمان،اتريش،اسپانيا،مجارستان،بلغارستان،روماني،فنلاند و... – زندگي مي كنند.قلمرو تركي آذربايجاني همانطور كه ياقوت حموي ذر معجم البلدان بيان داشته است شامل: " از مرز گيلان(طارم)شروع و تا بردع و دربند در آن سوي رود ارس و ارزنجان در تركيه امروز ادامه مي يابد". تركان اطراف ساوه،همدان،قزوين،اراك،اصفهان،تركان استان مركزي(شهريار- زرند – ساوه )،تركان سونقور در كرمانشاه،تركان خراسان،قشقايي هاي ايران و تركان عراق(اطراف موصل و كركوك) نيز با همين لهجه صحبت مي كنند.
خصوصيات زبان تركي در ميان لهجه هاي مختلف آن يكسان و شامل موارد ذيل مي باشد:
1-در بين صداهاي كلمات هم آهنگي اصوات وجود دارد(ذيلا توضيح داده خواهد شد).
2-جنس و حرف تعريف موجود نيست.
3-صرف به وسيله اضافه كردن پسوند صورت مي گيرد: آل +ديم،آل+دين و... .
4-در صرف اسامي پسوند ملكي به كار مي رود : آل + ديغيم.
5-اشكال افعال غني و متنوع است.
6-حرف جر بعد از كلمه مي آيد:ائودن به معناي از خانه.
7-صفت قبل از اسم مي آيد:قاراداغ
8-بعد از اعداد علامت جمع به كار نمي رود.
9-مقايسه با مفعول منه صورت مي پذيرد: مندن آلچاق
10-براي فعل معين به جاي داشتن از بودن(ايمك)استفاده مي شود.
11-پسوند سوالي موجود است: گلدين مي؟ يا گوردون مو؟ و ...
12-به جاي حرف ربط از اشكال فعل استفاده مي شود:" گوردوگوم داغ " به معناي كوهي كه ديدم كه به غلط بعضي " او داغ كي گوردوم" مي گويند.
13-علاوه بر موارد فوق مي توان از موارد ذيل نيز به عنوان نكاتي كه باعث تمايز و زيبايي زبان تركي از ساير زبانها مي شود نام برد:
1-هماهنگي اصوات كه باعث راحتي تلفظ و خوش آهنگي مي گردد.يعني صداهاي كلفت(O - U- A- I) و صداهاي نازك (Ü-Ö-İ-Ə-E) نمي توانند در ريشه يك كلمه با هم مخلوط شوند.مثال: Görmək ,Qalmaq.تركها هنگام صحبت كردن به فارسي به طور غريزي اين قانون را به كار مي برند.مثلا سميه را Sumaya و عباس را Abbas ذكر مي كنند.
2-كلمات تركي انعطاف زيادي براي اصطلاح سازي دارند.مثلا از كلمات باش(سر)،گوز(چشم)و ديل(زبان) بيش از دويست اصطلاح و تعبير وجود دارد: ديل آچماق – ديللنمه ك – ديلي توتولماق .باش وورماق،باش چكمه ك،باش ايمه ك و ... .
3-پسوندهاي تركي غني و متنوع است و امكان ساخت لغات نو را بالا مي برد. پسوندهايي مثل "چي،ليك،لي،سيز،جيل و ..." .
4- افعال تركي به جز فعل ناقص " ايمك" همگي باقاعده اند.
5-افعال متعدي تركي با اضافه كردن پسوند به فعل لازم به راحتي ساخته مي شوند: اويناماق=بازي كردن(لازم) ، اويناتماق=چيزي را بازي دادن(متعدي).افعال متعدي درجه دو و سه هم در تركي قابل ساخت است: وورماق(متعدي) به معناي زدن- ووردورماق(متعددي درجه دو)،به معني به وسيله كسي زدن – ووردوتدورماق(متعددي درجه سه) به معناي وسيله زدن كسي را فراهم آوردن.
6-زبان تركي حدود 24000 فعل دارد.
7-در زبان تركي كلماتي با اختلاف جزيي در معني وجود دارندكه در ساير زبانها كمتر نظير آن ديده مي شود.مثلا براي دعوا كردن كلماتي مثل : ساواشماق – دويوشمه ك – توتوشماق- توقوشماق – چيرپيشماق – ووروشماق و ... وجود دارد كه هر كدام نوع خاصي از درگيري را مطرح مي كند.
8-تركيب پسوندها و حالات افعال تركي به خلق كلماتي منجر مي شود كه بيان آنها در ساير زبانها با يك يا چند جمله امكان پذير است.مثل " سئويشديرمه ليييك" (1فعل تركي) به معني " آنها را بايد وادار كنيم كه همديگر را دوست داشته باشند" (2جمله فارسي).
9-نفوذ بسياري از لغات تركي در ساير زبانها.مثلا حضور كلمات يوغورت(ماست)، ديب(عمق)، ياشماق(روبند) و ... در زبان انگليسي. ويا كلماتي بين المللي مثل چاققال(شغال) كه در زبانهاي عربي ، انگليسي ،آلماني ، فرانسوي و فارسي به اشكال مختلف ديده مي شود.همچنين مي توان از راهيابي چند هزار لغت تركي به فارسي اشاره نمود كه جز كلمات مصطلح و روزمره زبان فارسي است.مثل: آقا ،خانم،اتو،سراغ،بشقاب و اكثر لوازم آشپزخانه،دوقلو،باتلاق،چوپان،چكش،چادر و... .
***
همانطور كه ابتدائا نيز گفته شد زبان سند هويت هر ملتي است.سندي كه اثبات ان تبلور ذات هر خلقي است.زبان هيچ ملتي در عرف بين المللي احتياج به اثبات ندارد.بزرگترين دليل وجود هر زباني حضور ملتي است كه به آن زبان صحبت مي كنند.درواقع موجوديت هر ملتي در اين كره خاكي نشانه حضور زباني اوست.زباني كه متكلم واقع مي شود و از طريق اصوات،هجاها و آثار مكتوب سند زنده اي به جاي مي گذارد كه جزيي از ميراث بشري است و باعث غناي تمدن بشري در گذر تاريخ مي گردد.خواه متكلمين زبان ميليوني باشد،يا كمتر.در واقع شرايط آموزش زباني با چند صد نفر متكلم هم بايد فراهم باشد.چرا كه حفاظت از فرهنگ هر قومي در درجه اول بستگي به حفاظت و گسترش زبان آن قوم داردو وظيفه همه دولت ها و انسانهاي فكور است كه از موجوديت،حق حيات و فضاي تنفسي زبان هر قوم وقبيله اي با هر كميت متكلمين در ابعاد گوناگون مدافعه نمايند.
در شرايط حاضر با توجه به جمعيت بيش از 40ميليوني تركان ساكن ايران، آموزش زبان تركي به عنوان زبان مادري ايشان در مدارس و دانشگاهها حق مسلم تركان ايران مي باشد.چه اين مورد در اصول مختلف قانون اساسي پيش بيني و لزوم اجراي آن احساس مي گردد.اما متاسفانه در سالهاي اخير در جامعه چند زباني ايران زبان تركي آذربايجاني هنوز جايگاه خود را نيافته است.با توجه به آغاز روند بيداري اجتماعي و موج عظيم رنسانس فرهنگي ،اميد است كه زبان تركي آذربايجاني نيز در مقام مناسب خويش قرار گيرد.زباني كه طي قرون و اعصار از گذرگاههاي خطرناكي عبور كرده ،زباني كه بنا به نظر زبانشناسان به عنوان سومين زبان قانونمند وتوانمند دنيا شناخته شده و حتي يكي از توركولوژهاي معروف اروپايي زبان تركي را اعجاز غير بشري معرفي نموده است.هرچند اين زبان در ايران حالت رسمي ندارد وآن را به زبان مكتوب ديواني ارتقا نداده اند،اما توانمندي هاي ساختاري اين زبان سبب شده كه با وجود تسلط سياست هاي ترك ستيزي و ممنوعيت پخش و نشر آثار مكتوب به اين زبان-علي الخصوص دوران رژيم منحوس پهلوي- هنوز در زمره زبانهاي زنده ولي در حال خطر دنيا باقي مانده و تا سالها به حيات خود ادامه دهد.
اميداست كه با تلاشهاي سياستمداران آذربايجاني و نيز اجراي اصول قانون اساسي توسط دولت جمهوري اسلامي ايران،شاهد تدريس زبان تركي آذربايجاني در مدارس آذربايجان و ايجاد رشته زبان و ادبيات تركي آذربايجاني در دانشگاهها باشيم.كه اين مورد نه به عنوان خواسته اي بزرگ،بلكه به عنوان حق مسلم ميليونها ترك ساكن ايران مي باشد.
بو دالغا باشيميزدان سووشاجاغدير،
سووشماسادا؛
سووشدوراجاغيز.... .

يازان:افشين اميري ججين


Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

وارلیغیمیزدیر دیلیمیز- هیدایت ذاکر


دوشنبه ۲٨ بهمن ۱٣٨۷ - ۱۶ فوريه ۲۰۰۹
(21 فئوریه« 3 اسفند » دونیا آنا دیلی گونو موناسیبتیله)

اولو تانری یئر اوزونده تام یاراتیق لارینا دیل وئرمیش و اونلارین اؤز دیل لرینی، وارلیق لاری اولاراق بیربیرلرینه تانیق یاراتمیش­دیر، بو سؤز یئر کوره سینین اوستونده یاشایان بوتون جانلی­لارا، اؤزل لیک له اولو یارانمیش اینسان لارا یاراشان دیر، کوتله لرین قوردوغو چئشیت لی مدنیت لر، گئچمیش ده اؤز یئرلی دیل لریندن آسلانمیش، گلیشمه یاشام لارینی گله جک نسیل لره تاپشیرمیش دیر.
رنسانس دئورینده اینسانلار وارلیق لارینی اؤز کیملیک لرینده ایضاح لاییب یئنی دوشونجه بئجرتمیش دیلر، بو اوزدن رنسانس، توپلوم آراسیندا کؤکسل اولاراق قاناجاق لاردا، داها دوشونجه لر ایسه باخیش لاردا تمل ده­ییشیم یاراتدی کی اونون آردیجا صنعتی دئوریم باشلانمیش دیر.
سونوج دا بو باخیش ده­ییشیم لری 19 و 20. جی یوز ایل لیک­ لرده اینسان لاری توپلوم چرچیوه سینده اؤز میللی حاقلاریندان مودافیعه ائتمه سینه ساری یؤنلتدی، بو چاغ لاردا اینسان دوشوندوکی یئر اوزونده کی یاراتیق­لاردان، داها اوستون داها اولو و داها یوکسک ساییلیر، اینسان بو دوشونجه یه مالیک اولدوکی اؤزونو اسکی تعریف لردن آییریب، اویغون شکیل ده من لی یینه یانیت وئرسین.
رنسانسین قایناق سال ده ییشیمینده ­ن سونرا، اینسان چالیشدی تاریخ بویوندان یارانمیش سورغویا جاواب وئرسین:
من کیمم؟ کیمسه یم؟ نه اوچون دوغولوب یارانمیشام؟ وارلیغیم ندیر؟
بو سورولار هامیسی اینسانین کیملییینده ن آسیلی دیر، بونلارا یانیت اوچون فلسفه لر یارانیب و یئنی مدنیت « میللت» چرچیوه سینده، تاریخ توز توپراغینین آراسیندان باش قاوزاییب و اینسان لار توپلومو تاریخی سورغویا میللت لشمه پروسه سینده جاواب وئردیلر ( بئله لیک له « میللت» یارانیر.)
«من بو وارلیق دا ... وارام، یارانیرام، نفس چکیره م دوغولورام، یارادیرام.»
بیر وارلیغا باغلی لیق دویغوسو نه تکجه اینسان لاری بیربیرینده ن آیری سالمیر بلکی چئشیت لی ایمکان لار یارادیر کی میللت لر اؤز وارلیق لارینی اؤزگور و باغیمسیز بیله­ره ­ک بیر بیرلرینه ائتگی بوراخیب، باغلانتی قوروب و داها بیربیرلرینی تانیسین لار.
20 . جی یوز ایل لیک ده بو وارلیق گئدیشده کی بیر تمل لی اویانیش، کوتله نین آراسیندا ساییلیردی، اینسان لار اؤزلرینه عایید اولان کؤکلو عنصره ال تاپدیلار و او تاپینیش « آنا دیل لری » اولدو.
آنا دیل آنلامی :
کؤک دیل، اؤلکه دیل، تاریخ دیل ساییلیردی، نه بیر اوشاغین اؤز آناسینین دیلی، اوندا آناسی دیلین ده ییشسه ....
بورادا « آنا دیل » سؤزو گلنده بیر توپلومون قایناق سال دیلیندن سؤز گلیر، اؤزل لیک له « آنا دیل » آنلامی «آنا یورد»
سیراسیندا یئر توتور، بو اوزده ن « آنا دیل » بیر میللتین کؤکونو، تاریخی و مدنیتینی بیلدیریر.
بعضی تدقیقاتچیلار « دیلی » یالنیز بیر سیرا سس لرده ن تعریف ائدیرلر، کی اینسانلار بیر بیرلری له باغلانتی قورماق اوچون ایشلدیرلر، آنلامی « دیل » سؤزونو او قدر آلچاق و اسکیک له­دیرلر، کی تعریف جانلی حایوان لارلا بیر چرچیوه ده یئرلشیر، بو اوزده ن اینسانلارین دانیشیق لاری سئرچه لر داها قارغالار و .... باشقالاری لا بیر اولور نییه کی اونلاردا هر شکیل ده بیر بیری له چئشیت لی سس لرله آنلاشیرلار و فیکیرلری نی انتقال وئریرلر، بو تعریف دیله گؤره دوز اولسا اوندا دونیادا مدنیت لر یارانمازدی .
بیلیم سل اولاراق بو حدده گلیشمه لر دونیا اؤلکه لرینده قورولمازدی و حتتا رنسانس یارانیشی اوز وئرمزدی .
سون سؤز بو کی اه یر او تعریف دوز اولسایدی اصلن شوونیسم، فاشیسم و باشقا استبدادی دوشونجه لر چاغداش دا تمل داشی قورولمازدی .
سونوج بو کی هر بیر میللتین یارانیشی، وارلیغی، کیملییی و میللی ادبیاتینین یارانماسی اؤز یئرلی و تاریخی آنا دیلینه باغلیدیر و او میللتین دیری و جانلی قالماسی و اؤز کیملییینده یاشاماسی، آنا دیلینی قوروماق و اونو گؤزلجه یایماسی دیر بو اوزده ن گرک لی دیر هر بیر ائلین میللی « آنا دیلی » اوخول لاردا ایلک ده ن سونونا ده ک ائییتیمی اولوب یازیلیب و اوخونسون، هر بیر اوشاق یا یئنی یئتمه لر، داها گنجلر و اؤیرنجی لر گرک لی دیر اؤز دیل لرینده دوشونوب و فیکیرلرینی گلیشدیرسینلر،
بو ایش هئچ بیر فیکیر و دوشونجه یه قارشی دئییر،
هئچ بیر اینانچ و اعتقادلارلا اوز اوزه گلمیر،
هئچ بیر اینسانی حاق آیاق لانمیر،
گئنیشلی باخارکن هئچ بیر امنیتی چتین لیک یاراتمیر.
سؤزون دوغروسو آنا دیلینین یازیب و اوخوماق « ایسته یی » تام بیر مدنی و یاسال ایستک دیر.

بیزیم وارلیغیمیز آنا دیلیمیزده دیر آنا دیلیمیزده
هیدایت ذاکر « آرازلی »
hedayatz_arazli@yahoo.com
تبریز - 17 فئوریه 2009 – 29 بهمن 1387


Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

حضور فاخته زمانی در صدای آمریکا در رابطه با روز جهانی زبان مادری

اویرنجی:
اودگون(چهارشنبه) ٣۰ بهمن ۱٣٨۷ - ۱٨ فوريه ۲۰۰۹

این بار برنامه میزگردی با شما در بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری از خانم فاخته زمانی مدیر انجمن دفاع از زندان سیاسی آذربایجانی در ایران دعوت نموده است تا به عنوان مهمان در این برنامه حضور یابد. دیگر مهمان برنامه نادر پیمانی از فعالین ملی گرای فارس است که خود زاده تبریز است.این برنامه روز جمعه دوم اسفند از ساعت ۲۱ الی ۲۲ شب به وقت تبریز ار بخش فارسی صدای آمریکا پخش خواهد شد و موضوع برنامه زبان مادری وحق تحصیل به زبان مادری است.

بينندگان برنامه بويژه ملت آذربایجان مى توانند در طول برنامه نظرات خود را از طریق ایمیل و یا در تماس تلفنی با این برنامه و در سوالاتشان مطرح نمایند.
http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=5930
Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

کمپین امضای آموزش به زبان مادری

تعلیم وتربیت به عنوان ساختار اساسی تمدن بشری و پایه و اساس تفکرات انسانی در طول تاریخ محسوب می شود. در این میان یکی از بنیانی ترین اصل که این نهاد عظیم ( آموزش و پرورش) بر آن تکیه می دهد تعلیم هر فرد به زبان مادری خویش هست و طبق تعاریف قوانین بین المللی حقوق بشر و شاخه علمی فرهنگی وآموزشی سازمان ملل( یونسکو) و اعلامیه جهانی حقوق زبانی، انسانی با سواد اطلاق می گردد که بتواند به زبان مادری « بومی » خود بخواند و بنویسدواینکه این حق را برای همه مردمان روی زمین واجب دانسته اند و همچنین آیه ۲۲ سوره روم ( از نشانه های او است آفرینش زمین و آسمان و اختلاف زبان ها و نژادهاست، اینها آیات خداوند را برای انسان روشن می سازد )
صریحا برگوناگونی و عدم تمایز زبانها بر یکدیگر تاکید کرده است. بدین ترتیب برای ممانعت از نفوذ فرهنگ های بیگانه و برای جلوگیری از تعارضات روانی و حذف فرهنگ بد هویتی در جامعه و مضافا بعنوان یک حق ابتدایی و طبیعی، ما تورک زبانان آذربایجان و سایر نقاط تورک نشین کشور، بعنوان امضا کنندگان این کمپین طبق تصریح اصل ۱۵ قانون اساسی، خواستار اجرای اصل « آموزش به زبان مادری » در مدارس کشور در مقاطع مختلف تحصیلی آموزش و پرورش هستیم



Eyitimlə öyrətim uygarlığın ən əsas nədəni, tarix boyu insanlığın təməl düşüncəsidir.Buarada isə “Eyitimlə Öyrətim” hər bir bireyin ən təməl gərəkçəsi olaraq, anadilində eyitim almaqdır. Uluslararası insan haqları yasaların açıqlamalarında o cümlədən UNESCO və dünya anadil eyitim haqqı bildirişində; Ancaq öz anadilində yazıb oxuya bilən, savadlı və eyitimli sayılır. Bu doğal haq isə bütün insanlığa gərəkliyini özənlə vurğulamaqdadır.
Bu önəmli qonu ilə bağlı yenədə Quran`da rum surəsinin 22. ayətdə:”Onun (Tanrı`nın) yaratdıqlarından yerlə gög habelə çeşitli dil ilə soylardır, insanlığı aydınladan ulu Tanrının ayətlərindəndir”. Bütün bu insani haqlara söykənərək, habelə olumsuz yabancıların ruhsal basqıları və aşağılıq kompleksliklə özünü danma və olumsuz duyğuların aradan qaldırılmasına görə, biz Azərbaycanlı Türklər ilə ölkənin bütün Türk yerləşim yerlerində yaşayan Türklərin, İran anayasasının kəskən şəkildə 15. maddəsində vurğuladığı kimi, bu kampanyanın imzalayanları olaraq istəyimiz; Anadildə öyrətimin bütün ölkə səviyəsindəki tüm oxullarda Eytimlə Öyrətimin başlanmasıdır

http://www.anadili.org/

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

اگر جرم رضا داغستانی، دفاع از زبان مادری است، پس ما را نیز بازداشت کنید

چهارشنبه ٨ اسفند ۱٣٨۶ - ۲۷ فوريه ۲۰۰٨

بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور (نقده)
سال ۲۰۰۸ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان سال بین الملی زبان معرفی و روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) با تدبیر سازمان یونسکو روز جهانی زبان مادری اعلام شده است. مردم اقصی نقاط جهان مقام زبان مادری خود را با مراسم های مختلفی پاس می دارند،

ولی متاسفانه در آذربایجان این حق نه تنها از مردم سلب می شود بلکه نویسندگان، معلمان زبان و ادبیات ترکی، روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالین فرهنگی به بهانه های گوناگونی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت می شوند.

این در حالیست که دولت جمهوری اسلامی ایران که خود از امضا کنندگان منشور های حقوق بشر بوده و اصول قانون اساسی ایران بر حرمت و کرامت فرهنگ و زبان مردم تاکید صریح و آشکار نموده است. دو لت جمهوری اسلامی ایران که سیاست جلو گیری و آسیملاسیون فرهنگ و زبان آذربایجان را در پیش گرفته با صرف هزینه های هنگفتی که همه از بیت المال بر داشت می شود برای شکوفایی و پیشرفت زبان پارسی در کشور های افغانستان و تاجیکستان سیمنار و گردهمایی بر پا می کند ولی افسوس در دوم اسفند روز جهانی زبان مادری ما خبر دستگیری یکی از هم دانشگاهی هایمان را به جرم دفاع از زبان مادری خود می شنویم.

رضا داغستانی، دانشجوی سال آخر روان شناسی دانشگاه پیام نور سولدوز (نقده)، مدیر مسئول نشریه دانشجویی چنلی بئل، مسئول وبلاگ فرهنگی چنلی بئل، همکار و نویسنده مطبوعات استانی، معلم زبان و تاریخ ادبیات ترکی آذربایجانی٬ در روز دوم اسفند بدون هیچ دلیل و مدرکی به ناگه و در خانه پدری اش بازداشت و بعد از تفتیش منزل به مکان نامعلوم منتقل و طبق شنیده ها تحت فشار های جسمی و روانی قرار می گیرد.

ما دانشجویان دانشگاه پیام نور سولدوز (نقده) ضمن محکوم نمودن بر خورد های خشونت آمیز با فعالین آذربایجانی، بازداشت رضا داغستانی را نقض آشکار حقوق بشر و حقوق شهروندی دانسته و از مقامات قضایی و امنیتی می خواهیم سریعا فشار های جسمی و روانی بر رضا داغستانی را متوقف نموده و زمینه آزادی هر زودتر وی را از سلول های سرد اداره اطلاعات فراهم سازند. ما آموزش به زبان مادری را حق مسلم و طبیعی هر آذربایجانی دانسته و معتقدیم که رضا داغستانی مرتکب هیچ جرمی نگردیده است. اگر دفاع از زبان مادری جرم است٬ پس ما همه مجرم هستیم، ما را نیز بازداشت کنید.

جمعي از دانشجویان دانشگاه پیام نور سولدوز (نقده)

منبع: اؤیرنجی

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

آخرین درس

چهارشنبه ٨ اسفند ۱٣٨۶ - ۲۷ فوريه ۲۰۰٨

منبع: آزیاشا آزادیاشا
آن روز مدرسه دیر شده بود و من بیم آن داشتم که مورد عتاب معلم واقع گردم؛ علی الخصوص که معلم گفته بود درس دستور زبان خواهد پرسید و من حتی یک کلمه از آن درس نیاموخته بودم. به خاطرم گذشت که درس و بحث مدرسه را بگذارم و راه صحرا پیش گیرم.

هوا گرم و دلپذیر بود و مرغان در بیشه زمزمه ای داشتند.این همه ، خیلی بیش تر از قواعد دستور ، خاطر مرا به خود مشغول می داشت اما در برابر این وسوسه مقاومت کردم و به شتاب ، راه مدرسه را پیش گرفتم.

وقتی از پیش خانه ی کدخدا می گذشتم ، دیدم جماعتی آنجا ایستاده اند و اعلانی را که بر دیوار بود ، می خواندند.دوسال بود که هر خبر ملال انگیز که برای ده می رسید ، از این جا منتشر می گشت.از این رو من – بی آن که در آنجا توفقی کنم – با خود اندیشیدم که « باز برای چه ما خوابی دیده اند؟ » آن گاه سر خویش گرفتم و راه مدرسه در پیش و با شتاب تمام ، خود را به مدرسه رساندم.

در مواقع عادی ، اوایل شروع درس ، شاگردان چندان بانگ و فریاد می کردند که غلغله ی آن ها به کوی و برزن می رفت. با آواز بلند درس را تکرار می کردند و بانگ و فریاد برمی آوردند و معلم چوبی را که همواره در دست داشت ، بر میز می کوبید و می گفت:«ساکت شوید!»آن روز هم من به گمان آن که وضع همان خواهد بود ، انتظار داشتم که در میان بانگ و همهمه ی شاگردان آهسته و آرام به اتاق درس درآیم و بی آن که کسی متوجه تاخیر ورود من گردد ، بر سر جای خود بنشینم اما بر خلاف آن چه من فکر می کردم آن روز چنان سکوت و آرامش در مدرسه بود که گمان می رفت از شاگردان هیچ کس در مدرسه نیست.

از پنجره به درون کلاس نظر افکندم؛ شاگردان در جای خویش نشسته بودند و معلم با همان چوب رعب انگیز که همواره در دست داشت ، در اتاق درس قدم می زد.لازم بود که در را بگشایم و در میان آن آرامش و سکوت وارد اتاق شوم.پیداست که تا چه حد از چنین کاری بیم داشتم و تا چه اندازه از آن شرم می بردم اما دل به دریا زدم و به اتاق درس وارد شدم ؛ لیکن معلم ، بی آن که خشمگین و ناراحت شود ، از سر مهر نظری بر من انداخت و با لطف و نرمی گفت:«زود بیا سر جایت بنشین؛نزدیک بود درس را بی حضور تو شروع کنیم.»

از کنار نیمکت ها گذشتم و بی درنگ بر جای خود نشستم.وقتی ترس و ناراحتی من فرونشست و خاطرم تسکین یافت ، تازه متوجه شدم که معلم ما لباس ژنده ی معمول هر روز را بر تن ندارد و به جای آن ، لباسی را که جز در روز توزیع جوایز یا در هنگامی که بازرس به مدرسه می آمد نمی پوشید ، بر تن کرده است.گذشته از آن ، تمام اتاق درس را ابهت و شکوهی که مخصوص مواقع رسمی است ، فرا گرفته بود ، اما آنچه بیش تر مایه ی شگفتی من گشت ، آن بود که در انتهای کلاس بر روی نیمکت هایی که در مواقع عادی خالی بود ، جماعتی را از مردان دهکده دیدم که نشسته بودند.کدخدا و مامور نامه رسانی و چند تن دیگر از اشخاص معروف در آن میان جای داشتند و همه افسرده و دل مرده به نظر می آمدند . پیرمردی که کتاب الفبای کهنه ای همراه داشت ، آن را بر روی زانوی خویش گشوده بود و از پس عینک درشت و ستبر به حروف و خطوط آن می نگریست.

هنگامی که من از این احوال غرق حیرت بودم ، معلم را دیدم که بر کرسی خویش نشست و سپس با همان صدای گرم اما سخت ، که هنگام ورود با من سخن گفته بود ، گفت:«فرزندان ، این بار آخر است که من به شما درس می دهم.دشمنان حکم کرده اند که در مدارس این نواحی ، زبانی جز زبان خود آن ها تدریس نشود.معلم تازه فردا خواهد رسید و این آخرین درس زبان مادری شماست که امروز می خوانید.از شما خواهش دارم که به درس من درست دقت کنید.»

این سخنان مرا سخت دگرگون کرد.معلوم شد که آن چه بر دیوار خانه ی کدخدا اعلان کرده بودند همین بود که : «از این پس به کودکان ده آموختن زبان محلی ممنوع است.» آری این آخرین درس زبان مادری من بود.مجبور بودم که دیگر آن را نیاموزم و به همان اندک مایه ای که داشتم قناعت کنم.چه قدر تاسف خوردم که پیش از آن ساعت های درازی را از عمر خویش تلف کرده و به جای آن که به مدرسه بیایم ، به باغ و صحرا رفته و عمر به بازیچه به سر برده بودم.کتاب هایی که تا همین دقیقه در نظر من سنگین و ملال انگیز می نمود ، دستور زبان و تاریخی که تا این این زمان به سختی حاضر بودم به آن ها نگاه کنم ، اکنون برای من در حکم دوستان کهنی بودند که ترک آنها و جدایی از آن ها به سختی ناراحت و متاثرم می کرد.درباره ی معلم نیز همین گونه می اندیشیدم.اندیشه ی آن که وی فردا ما را ترک می کند و دیگر او را نخواهیم دید ، خاطرات تلخ تنبیهاتی را که از او دیده بودم و ضربات چوبی را که از او خورده بودم ، از صفحه ضمیرم یک باره محو کرد.معلوم شد که به خاطر همین آخرین روز درس بود که وی لباس های نو خود را بر تن کرده بود و نیز به همین سبب بود که جماعتی از پیران دهکده و مردان محترم در انتهای کلاس نشسته بودند.گفتی تاسف داشتند که پیش از این نتوانسته بودند لحظه ای چند به مدرسه بیایند و نیز گمان می رفت که این جماعت به درس معلم ما آمده بودند تا از او به سبب چهل سال رنج شبانه روزی و مدرسه داری و خدمت گزاری قدردانی کنند.

در این اندیشه ها مستغرق بودم که دیدم مرا به نام خواندند.می بایست که برخیزم و درس را جواب بدهم.راضی بودم تمام هستی خود را بدهم تا بتوانم با صدای رسا و بیان روشن درس دستور را که بدان دشواری بود ، از بر بخوانم اما در همان لحظه ی اول درماندم و نتوانستم جوابی بدهم و حتی جرات نکردم سر بردارم و به چشم معلم نگاه کنم.

در این میان ، سخن او را شنیدم که با مهر و نرمی می گفت:

«فرزند ، تو را سرزنش نمی کنم ؛ زیرا خود به قدر کفایت متنبه شده ای.می بینی که چه روی داده است.آدمی همیشه به خود می گوید ، وقت باقی است ، درس را یاد می گیریم اما می بینی که چه پیشامدهایی ممکن است روی دهد . افسوس؛بدبختی ما این است که همیشه آموختن را به روز دیگر وا می گذاریم.اکنون این مردم که به زور بر ما چیره گشته اند ، حق دارند که ما را ملامت کنند و بگویند:«شما چگونه ادعا دارید که قومی آزاد و مستقل هستید و حال آن که زبان خود را نمی توانید بنویسید و بخوانید؟»



با این همه ، فرزند ، تنها تو در این کار مقصر نیستی.همه ی ما سزاور ملامتیم.پداران و مادران نیز در تربیت و تعلیم شما چنان که باید اهتمام نورزیده اند و خوش تر آن دانسته اند که شما را دنبال کاری بفرستند تا پولی بیش تر به دست آورند.من خود نیز مگر در خور ملامت نیستم؟آیا به جای آن که شما را به کار درس وادارم ، بارها شما را سرگرم آبیاری باغ خویش نکرده ام؟ و آیا وقتی هوس شکار و تماشا به سرم می افتاد ، شما را رخصت نمی دادم تا در پی کار خویش بروید؟

آن گاه معلم از هر دری سخن گفت و سرانجام،سخن را به زبان مادری کشانید و گفت :«زبان ما در شمار شیرین ترین و رساترین زبان های عالم است و ما باید این زبان را در بین خویش هم چنان حفظ کنیم و هرگز آن را از خاطر نبریم؛زیرا وقتی قومی به اسارت دشمن درآید و مغلوب و مقهور بیگانه گردد ، تا وقتی که زبان خویش را هم چنان حفظ می کند ، همچون کسی است که کلید زندان خویش را در دست داشته باشد.» آن گاه کتابی برداشت و به خواندن درسی از دستور پرداخت .تعجب کردم که با چه آسانی آن روز درس را فهمیدم.هرچه می گفت به نظرم بسیار آسان می نمود.گمان دارم که پیش از آن هرگز بدان حد با علاقه درس دستور گوش نداده بودم و او نیز هرگز پیش از آن ، با چنان دقت و حوصله ای درس نگفته بود.گفتی که این مرد نازنین می خواست پیش از آن که ما را وداع کند و درس را به پایان برد ، تمام دانش و معرفت خویش را به ما بیاموزد و همه ی معلومات خود را در مغز ما فرو کند.

چون درس به پایان آمد ، نوبت تحریر و نوشتن رسید.معلم برای ما سرمشق هایی تازه انتخاب کرده بود که بر بالای آن ها عبارت «میهن ، سرزمین نیاکان ، زبان مادری»به چشم می خورد.این سرمشق ها که به گوشه ی میزهای تحریر ما آویزان بود ، چنان می نمود که گویی در چهار گوشه ی کلاس ، درفش و بیرق ملی ما را به اهتزاز درآورده باشند.نمی توان مجسم کرد که چطور همه ی شاگردان در کار خط و مشق خویش سعی می کردند و تا چه حد در سکوت و خموشی فرو رفته بودند.در آن سکوت و خموشی جز صدای قلم که بر کاغذ کشیده می شد ، صدایی به گوش نمی آمد.بر بام مدرسه کبوتران آهسته می خواندند و من در حالی که گوش به ترنم آن ها می دادم ، پیش خود اندیشه می کردم که آیا این ها را مجبور خواهند کرد که سرود خود را نیز به زبان بیگانه بخوانند؟

گاه گاه که نظر از روی صفحه ی مشق خود برمی گرفتم، معلم را می دیدم که بی حرکت بر جای خویش ایستاده است و با نگاه های خیره و ثابت ، پیرامون خود را می نگرد؛تو گفتی می خواست تصویر تمام اشیای مدرسه را که در واقع خانه و مسکن او نیز بود ، در دل خویش نگاه دارد.فکرش را بکنید!چهل سال تمام بود ، که وی در این حیاط زندگی کرده بود و در این مدرسه درس داده بود.تنها تفاوتی که در این مدت در اوضاع پدید آمده بود ، این بود که میزها و نیمکت ها بر اثر مرور زمان فرسوده و بی رنگ گشته بود و نهالی چند که که وی در هنگام ورود خویش در باغ کاشته بود ، اکنون درختانی تناور شده بودند.چه اندوه جان کاه و مصیبت سختی بود که اکنون این مرد می بایست تمام این اشیای عزیز را ترک کند و تنها حیاط مدرسه بلکه خاک وطن را نیز وداع ابدی گوید.

با این همه ، قوت قلب و خونسردی وی چندان بود که آخرین ساعت درس را به پایان آورد .پس از تحریر مشق ، درس تاریخ خواندیم.آن گاه کودکان با صدای بلند به تکرار درس خویش پرداختند.در آخر اتاق ، یکی از مردان معمّر دهکده که کتاب را بر روی زانو گشوده بود و از پس عینک ستبر خود در آن می نگریست ، با کودکان هم آواز گشته بود و با آن ها درس را با صدای بلند تکرار می کرد.صدای وی چنان با شوق و هیجان آمیخته بود که از شنیدن آن بر ما حالتی غریب دست می داد و هوس می کردیم که در عین خنده گریه سر کنیم.دریغا!خاطره ی این آخرین روز درس همواره در دل من باقی خواهد ماند.

در این اثنا وقت به آخر آمد و ظهر فرا رسید و در همین لحظه ، صدای شیپور سربازان بیگانه نیز که از مشق و تمرین باز می گشتند ، در کوچه طنین افکند.معلم با رنگ پریده از جای خویش برخاست .تا آن روز هرگز وی در نظرم چنان پر مهابت و با عظمت جلوه نکرده بود.گفت:

«دوستان ، فرزندان ، من...من...»

اما بغض و اندوه ، صدا را در گلویش شکست.نتوانست سخن خود را تمام کند.سپس روی برگردانید و پاره ای گچ برگرفت و با دستی که از هیجان و درد می لرزید ، بر تخته سیاه این کلمات را با خطی واضح نوشت:« زنده باد میهن! »

آن گاه همان جا ایستاد؛سر را به دیوار تکیه داد و بدون آنکه دیگر سخنی بگوید ، با دست به ما اشاره کرد که «تمام شد.بروید،خدا نگهدارتان باد!»





آفونس دوده - قصه های دوشنبه
یاشاسین آنا دیلیم

یاشاسین تورکی دیلیم

یاشاسین آنایوردوم

یاشاسین آذربایجانیم

(زنده باد زبان مادریم

زنده باد زبان ترکی ام

زنده باد وطنم

زنده باد آذربایجان)


Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...

آخرین اخبار از بازداشتهای روز جهانی زبان مادری اورمیه

چهارشنبه ٨ اسفند ۱٣٨۶ - ۲۷ فوريه ۲۰۰٨
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک:

به گفته منابع موثق تعداد دستگیرشدگان روز جهانی زبان مادری (دوم اسفند) در ارومیه بسیار بیشتر از آمار منتشر شده است. این منابع در تماس با کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ از نگهداری حدود ۳۰ فعال آذربایجانی در بازداشتگاههای اطلاعات واقع در مناطق ۹ پله (دوققوز پله) و شهرچای ارومیه خبر داده اند.

رضا داغستانی
دانشجوی دانشگاه پیام نور نقده٬ مدرس زبان ترکی٬ وبلاگ نویس و روزنامه نگار آذربایجانی که حوالی ظهر دوم اسفند ۱۳۸۶ در پی یورش مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به منزل او در اورمیه دستگیر شده بود٬ در بازداشتگاه اطلاعات در نزدیکی رودخانه شهر چای اورمیه نگهداری می شود.
روز پنجم اسفند خانه پدری وی توسط ۵ نفر از مامورين امنيتی برای بار دوم مورد تفتيش و بازرسی قرار گرفته است. مامورین هنگام بازداشت او کامپیوتر٬ تعدادی سی دی و مجله دانشجویی متعلق به او را ضبط کرده بودند.
این عضو شورای مرکزی کانون نشریات دانشجویی آذربایجانی که با تماس تلفنی خانواده خود را از محل نگهداری خود مطلع ساخته است٬ تا دو هفته ممنوع الملاقات است. خانواده او از احتمال شکنجه وی توسط مامورین بسیار نگران هستند. به گفته آنها ماموران تلاش دارند٬ اتهامات كذايی همچون اهانت به مقدسات و پیامبر اسلام را وارد پرونده فرزندشان کنند.
رضا داغستانی مدیر مسئول نشریه دانشجویی "چنلی بئل" و همکار مطبوعات محلی در استان آذ‌ربایجان غربی می باشد. نوشته هایی از او در دوهفته نامه فردای ما و هفته نامه های توقیف شده صدای اورمیه و ندای سولدوز (نقده) به چاپ رسیده است.
رضا داغستانی همچنین در تشکیل ائتلاف "ارومیه صدای آذ‌ربایجان" برای فعالیت در اتخابات ۲۴ اسفندماه مجلس شورای اسلامی ایران شرکت داشته است. او به همراه پنج تن دیگر با انتشار نامه سرگشاده ای در تاریخ ۱۶ بهمن ماه به دلیل رد صلاحیت غیرموجه و غیر دموکراتیک نامزدهای این ائتلاف٬ ائتلاف را منحل کردند.
همچنین شهرام قلیزاده و سعید نصیری دو فعال جوان اورمیه ای که روز سی ام بهمن ماه هنگام پخش اعلامیه دستگیر شده اند٬ همچنان در بازداشت به سر می برند.
شهرام قلیزاده قبلا نیز در تاریخ پنجم خرداد ۱۳۸۵ سه روز بعد از تظاهرات گسترده مردم اورمیه در اعتراض به کاریکاتور روزنامه دولتی ایران٬ بازداشت و بعد از ۲۵ روز بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات با قرار وثیقه آزاد شده بود. سعید نصیری فعال ۱۸ ساله اورمیه ای نیز سابقه بازداشت قبلی دارد. او روز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ چند روز قبل از سالروز اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ دستگیر و بعد از چند هفته بازداشت موقت٬ به قید وثیقه آزاد شده بود.
آشیق عسگر ساعد استاد آواز اورمیه ای که صبح دوم اسفند بازداشت شده بود٬ آزاد شده است.

سه‌شنبه ۷ اسفند ۱٣٨۶ - ۲۶ فوريه ۲۰۰٨
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com

Read More یازینین دالیسی Mətləbin Ardı...